غوغای غم

چه روح‌افزایی و زیبایی ای غم

تو خوبی بی‌جهت رسوایی ای غم

ندیدم مهربان تر از تو کس را

چو جان عمریست با مایی ای غم

شدم شرمنده‌ی مهر و وفایت

وفا کیشی و بی پروایی ای غم

همه شب با تو دارم مجلس انس

دلاویزی و بزم آرایی ای غم

کسی یادی نکرد از من ولی تو

فراموشم نکردی جایی ای غم

مبادا یک شبم تنها گذاری

که بر پا می‌کنم غوغایی ای غم

از آن روزی که دیدم خویشتن را

تو خواندی بهر من لالایی ای غم

دلم از لطف و احسان تو گرم است

به چشم "دوستی"زیبایی ای غم

شعر از شادروان هیبت الله علیدوستی شهرکی "دوستی"

این شعر از کتاب " نقش دوستی" از سروده های شاعر نوشته شده است.این کتاب به کوشش استاد همایون علیدوستی شهرکی گردآوری و تصحیح شد و توسط انتشارات بهار آذین در سال ۱۳۹۵ منتشر شد.

مختصری از زندگی نامه شاعر؛

روان شاد حاج هیبت الله علیدوستی شهرکی متخلص به دوستی

در سال ۱۲۹۷ه.ش در شهرک دیده به جهان گشود.

دوران کودکی این شاعر در فضای کاملا روستایی و آمیخته با زیبائی های طبیعی ودر خانواده‌ی سپری شد که کار و تلاش، سر فصل زندگی آنان بود. این شاعر با وجود همه تنگناهای موجود آن روزگار، علاقه ای شدید و شگرف به فراگیری دانش و سواد مکتب خانه ای از خود نشان داد،

روانی اشعار این شاعر، گویای آن است که وی علم عروض و اوزان شعری را نزد کسانی آموخته است که آگاهی و تسلط کافی بر این موضوع داشته اند که از آن جمله می‌توان به افرادی نظیر، حاج عبدالحسین ندیم معروف به ندیم الشعرا ،شیخ محمد تقی ادیب و شیخ ملا علی دانش رحمه الله علیه اشاره کرد.

حاج هيبت الله علیدوستی که تا دوران نوجوانی سرمایه ای از دانش و ادب را اندوخته بود، برای گذران خدمت سربازی راهی تهران و در ارتش مشغول به خدمت شد و پس از پایان خدمت سربازی به استخدام ارتش در آمد و با درجه گروهبانی مشغول به خدمت شد وی در همین سالیان بود که با یکی از اهالی زنجان که زنی کاردان و فهمیده و از خانواده‌ای دیندار و با اخلاق بود، ازدواج کرد اما از این ازدواج فرزندي عاید آنان نشد ولی دلبستگی وی به همسرش و خانواده و فامیل و بستگان او باعث شد هیچ گاه تلخی نداشتن فرزند را احساس نکند چرا که همسر او یگانه همراه و پشتیبان وی در تمامی سختی ها و مراحل دشوار زندگی بود. ایشان در سال ۱۳۶۳ دار فانی را وداع کردند. روحش شاد و یادش گرامی باد.