پانصد و سی و پنجمین نشست انجمن های ادبی ناغان برگزار  شد

پانصد و سی و پنجمین نشست انجمن های ادبی ناغان مورخ ۶ اسفند ماه ۱۴۰۴ ساعت۱۵الی ۱۷عصر به میزبانی آموزشگاه آزادگان برگزار شد و تعدادی از دانش آموزان و اولیا آنان در این گردهمایی فرهنگی حضور پیدا کردند.

این نشست قرار بود در خانه هنرمندان ناغان برگزار شود؛ پس از آنکه شهرداری ناغان کلید خانه هنرمندان را پیدا نکردند مکان جلسه به آموزشگاه آزادگان تغییر یافت.

مجری این نشست سرکار خانم زینب رمضانی بودند که با شور و اشتیاق فراوان مجری گری را انجام دادند.


در ابتدای برنامه از دانش آموزان آموزشگاه آزادگان دعوت به عمل آمد برای شعر خوانی ؛سرکار خانم رستا ظهیری(خوانش شعر فردوسی) ،سرکار خانم تیانا حسین پور(شعر خوانی)، سرکار خانم مهنازرمضانی(خوانش خوب شعر فردوسی)،سرکار خانم ستیا شیروانی(شعر خوانی)، سرکار خانم نفس حسنی(خوانش دلنوشته بهار)، سرکار خانم بهار ظفری(خوانش شعر فردوسی و شهنامه خوانی)،سرکار خانم آوا نظری(خوانش شعر زیبا)، سرکار خانم نیلا رئیسی(خوانش شعر از حفظ)،سرکار خانم دیانا صفری(خوانش شعر کودکانه)، سرکار خانم مهدیس یوسفی(خوانش شعرکودکانه) ،سرکار خانم حلما رضایی(خوانش سوره آیت الکرسی) ،سرکار خانم دنیا دارابی(شاهنامه خوانی) ،سرکار خانم آنیسا فریدونی(خوانش شعرکودکانه)، سرکار خانم مهرسا یوسف پور(خوانش شعر مادر) ،سرکار خانم درسا امینی(شاهنامه خوانی) ،سرکار خانم آمنه برخورداری(خوانش شعر مقاومت) ،سرکار خانم دیانا خلیلی(بیت خوانی بختیاری) ،سرکار خانم مهرک خلیل پور(خوانش شعرکودکانه) با خوانش شعر های زیبا و کودکانه خود فضای برنامه را پر شور کردند.



همچنین اواسط برنامه از سرکار خانم شیروانی مقدم مدیریت محترم آموزشگاه آزادگان برای سخنرانی و عرض خوشامد گویی به حاضران دعوت شد.
جناب آقای حسین پور هم با سخنرانی خود و شرح دادن برنامه های انجمن ادبی مهرداوار ناغان باعث آگاه سازی اولیایی شدند که در برنامه حضور داشتند.


همینطور از مدیریت محترم انجمن های ادبی ناغان جناب آقای فتاحی دعوت به عمل آمد برای سخنرانی .
و در آخرین قسمت برنامه جناب آقای دارابی با شعر های طنز خود لبخندی روی لب مهمانان آوردند.



و در پایان هم از حاضران درخواست شد که برای گرفتن عکس یادگاری در حیاط مدرسه حضور پیدا کنند.


اسامی حاضران:
ناصر حسین پور ،اسحاق فتاحی،هدایت دارابی


بهدیس برخورداری ،زینب رمضانی ،طناز یوسفی،آمنه برخورداری ،فاطمه صفیان ،مهدیا صفیان ،سمیه شیروانی،ستیا شیروانی ،مهین یزدان پناه،مریم یوسفی منش،مدینه طاهری،عذرا شیروانی،پروانه یوسفی،سارا رفیعی،مریم صالحی،کبری یزدان پناه،بهار ظفریان،هلما رضایی،آیسان سلیمی،دنیا دارابی،ساجده حسین پور،آوا ریسی،نفس حسنی ،مهرسا یوسف‌پور،درسا امینی ،باران ایدر،مهرک خلیل پور ،نیلا ریسی،مهدیس یوسفی،آلیسا فریدونی،دیانا ظفری،آرزو برخورداری،نیکا امینی ،رستا ظهیری،تارا برخورداری،نیکا حسین پور،مهناز رمضانی،دیانا خلیلی،تیانا حسین پور،رها عبدلی،



#این.گزارش.توسط.زینب.رمضانی.عضو.انجمن.ادبی.کودک.و.نوجوان.مهر.داوار.ناغان.تهیه.شده.است.

باباچاهی جنون شعر داشت؛ مصاحبه هرمز علی‌پور درباره علی باباچاهی؛  برگرفته از خبرگزاری  ایسنا

باباچاهی جنون شعر داشت

هرمز علی‌پور می‌گوید: باباچاهی در شعر عاشق بود و جنون عجیبی داشت.

این شاعر پیشکسوت در پی درگذشت علی باباچاهی، شاعر و منتقد ادبی در گفت‌وگو با ایسنا بیان کرد: از شنیدن خبر درگذشت او به شدت غمگین شدم، در ابتدا به خودم، بعد خانواده باباچاهی و بعد به شعر ایران تسلیت می‌گویم. با وجود اینکه این همه بوی مرگ و مصیبت از جهان می‌آید برای من رفتن یک شاعر، سخت‌تر است.

او سپس درباره آشنایی و دوستی‌اش با باباچاهی گفت: از زمانی که علی در مجلات شعر می‌نوشت با او آشنا بودم و شعر او را دوست داشتم، سال ۱۳۵۹ اولین بار که باباچاهی را دیدم، هر دو دبیر اخراجی بودیم؛ او در بوشهر و من در مسجدسلیمان. رفتم بوشهر و یک هفته آنجا میهمان علی باباچاهی و منوچهر آتشی بودم و پیمان دوستی‌مان آنجا بسته شد و خیلی با هم اخت شدیم و از آن روز تا همین حالا مرتب در ارتباط بودیم.

علی‌پور افزود: علی دو سال بیشتر از من بزرگ‌تر نبود، اما با این وجود شعرهای اولین کتابش «در بی‌تکیه‌گاهی» را از حفظ می‌خواندم؛ «من از آبشخور غوکان بدآواز می‌آیم

و با من گفت‌وگوی مرغ‌های خانه بر دوشی‌ست

که جفت خویش را در شیشه‌های آب می‌بینند و...»

او سپس خاطرنشان کرد: من ندیدم یا کمتر شاعری را دیدم که تمام عمرش را وقف کلمه کند. او هم شاعر بود، هم پژوهشگر بود و هم مبدع بود. او وجود ارزنده‌ای در شعر معاصر داشت. آدمی بود که به اعتقاد شخصی من در شعر عاشق بود و جنون عجیبی داشت. با او حشر و نشر زیادی داشتم و گاه همکاری‌هایی در داوری‌های جشنواره‌ها داشتیم و در جلسات شعری مختلف حاضر می‌شدیم، او واقعا در شعر بی‌تاب و بی‌قرار بود.

این شاعر و منتقد با بیان اینکه باباچاهی علاوه بر شعر سپید و شعر امروز، شعر کلاسیک هم می‌گفت، یادآور شد: باباچاهی از شاعرانی نبود که از ناتوانی به شعر سپید پناه بیاورد.

او در ادامه تأکید کرد: شاعری ندیدم که بی‌وقفه و بدون مکث کار کند به‌گونه‌ای بود که برخی از پرکاری او اذیت می‌شدند. اگر منصف باشیم باید بگوییم باباچاهی در هر عرصه‌ای که کار کرد خوب بود. او می‌توانست به کتاب‌هایی چون «عقل عذابم می‌دهد» یا کتاب‌هایی که در آن شعرهایش ملموس و محسوس‌تر بود، بسنده کند اما قبل از پناه‌ بردن به شعر پست‌مدرن چیزهایی درباره مسائل و مصائب شعر نوشت. در واقع باباچاهی هم می‌توانست راحت شعر بگوید و هم در شعر ابتکار داشته باشد.

علی‌پور ادامه داد: به اعتقاد من جای باباچاهی و جنون و عشقش به شاعری خالی می‌ماند. باباچاهی با شعر یکی شده بود، شاعری بی‌قرار، بی‌تاب و پرکار بود. در میان شاعران و مخاطبان شاعری‌اش متفاوت بود، عده‌ای به او به شدت تعلق خاطر و تعصب دارند و برخی هم شعرش را نمی‌پسندند که طبیعی است. ولی در هر عرصه‌ و تجربه‌ای که باباچاهی در آن گام برداشت این توانایی را داشت که از پس کار برآید. اگر متوجه می‌شد شاعری برای شعر زحمت نکشیده، به او برمی‌خورد و شاعر پرجوشی بود.

او درباره ویژگی مبدع بودن باباچاهی توضیح داد: باباچاهی دوست داشت شعر پسامدرن و مدرن را تبیین کند مانند آنچه در کتاب «عقل عذابم می‌دهد» اتفاق می‌افتد. او کتاب‌های تئوری‌ای می‌نوشت که بیشتر چالشی و جدلی بودند ولی کارش ریشه دارد. او به نگاهی که داشت قانع نمی‌شد، مرتب مؤلفه‌های شعری و تئوری‌های جهان درباره شعر را می‌خواند و در شعرش به کار می‌بست و به آن‌ها پایبند بود، به نوعی تجربه‌گرا بود و هیچ‌گاه قانع نبود و یک لحظه بیکار نمی‌نشست و البته مدعی هم بود. کسانی که کارش را دوست داشتند به شدت به او علاقه‌مند بودند و کسانی که نمی‌پسندیدند با او جدل‌هایی داشتند. به هر حال باباچاهی شاعر بود.

هرمز علی‌پور درباره اینکه آیا او هم با باباچاهی جدل شعری داشت، گفت: بله باهم جدل داشتیم، حتی در جلسه‌ای پرخاشگری کردیم اما دو دقیقه بعد با هم نشستیم. او جوشی بود و حتی به خودم گفت فلانی من آدم لجبازی هستم، ناراحت نشوی. من هیچ وقت نارحت نمی‌شدم، فقط یک مورد پیش آمد که خیلی اذیت شدم که بعد هم عذرخواهی کرد.

او با اشاره به دوستی بیش از ۴۵ ساله خود با باباچاهی گفت: من همیشه به او حرمت می‌گذاشتم نه اینکه بخواهم بگویم پیشکسوت من بود یا از کارش تأسی کردم، ولی همیشه حرمت او را نگه می‌داشتم و با احترام با او برخود می‌کردم. معتقد بودم او شاعر است حتی اگر عصبی شود. کم است کسی تا لحظه فوت، حدود ۷۰ سال بدون لحظه‌ای وقفه با کلمات عاشقی کند و دیگران را راهنمایی کند. او بی‌تاب و بی‌قرار شعر بود. شاعری که جنون ندارد به شعر نمی‌رسد. اگر شعرش را بررسی کنیم، حداقل چندین شعر شاخص را می‌توانیم انتخاب کنیم. او شاعری بود که تأثیرگذار بود، خیلی هم رنج کشید مانند همه شاعران.

  • خبرنگار ندا ولی‌پور
  • دبیر ساره دستاران

لینک کوتاه

برچسب‌ها:

  • علی باباچاهی
  • علی‌ باباچاهی درگذشت
  • هرمز علیپور

ا

خاطرات روستای مریک؛فرهنگ و آدب و رسوم بختیاری؛ این قسمت؛ سفید کردن خانه با خاک سفید

لازم به ذکر است این نوشته هایی که به عنوان "خاطرات روستای مریک؛فرهنگ و آدب و رسوم بختیاری" می نویسم عینا تجربه کردم و یا آن ها را مشاهده نمودم.

زمان قدیم در روستای مریک در فصل های سرد سال از ذغال و یا چراغ های نفتی برای گرم کردن خانه استفاده می کردند و به علت دود ناشی از سوخت ذغال و چراغ های نفتی و چراغ هایی که برای روشنایی منازل استفاده می کردند دیوارها و سقف خانه ها سیاه می شد و با نزدیک شدن به سال جدید مردم برای سفید کردن خانه های خود از خاک سفیدی که در روستا وجود داشت یا یک پاکت گچ برای سفید کردن منازل خود استفاده می کردند و طرز استفاده از آن ها بدین شیوه بود که خاک سفید یا گچ را در یک ظرف آب بصورت خیلی رقیق حل می کردند و با جارو کوهی در آن دوغاب گچ یا گِل سفید می زدند و سپس جارو را به دیوار می تکاندند و بدین شکل دیوار سفید می شد. یادم هست ما هر سال در نیمه ی دوم اسفندماه ۲ تا از اتاق های خود را بدین شکل به رنگ سفید در می آوردیم.

پانصد و سی و چهارمین نشست انجمن های ادبی ناغان برگزار شد .

عصر روز چهارشنبه ۲۹ بهمن ماه سال ۱۴۰۴ ،پانصد و سی و چهارمین نشست انجمن های ادبی ناغان در کانون اندیشه ناغان برگزار شد .

این نشست که همزمان با همایش خیرین مدرسه ساز ناغان در خانه‌ی هنرمندان ناغان در حال برگزاری بود به علت شرکت تعدادی از اعضای انجمن شعر در آن همایش، تعداد شرکت کنندگان در این نشست ادبی کم بوده است. تعدادی از اعضای محترم انجمن پس از همایش خیرین مدرسه ساز به کانون‌ اندیشه مراجعه کردند که جلسه زودتر از موقع پایان یافت و موفق نشدند در این نشست ادبی شرکت کنند.

آیا ضعف در تولید اشعار کلاسیک توسط نیما یوشیج، انگیزه او برای نوآوری در شعر شد؟

من چندین شعر کلاسیک شامل رباعی و غزل از نیما یوشیج را از نظر فنی و مضون آفرینی بررسی کردم، دیدم در این گونه قالب های شعری بیشتر آثار او نسبت به سایر شاعران هم‌عصر خود از جمله ملک الشعرای بهار ضیف‌ترند. به همین دلیل این فرضیه در ذهن من قوت گرفت که شاید نیما شویج به دنبال نوآوری در شعر نبود بلکه چون او نمی توانست در ساختار رسمی شعر کلاسیک موفق شود دست به ساختار شکنی شعر کلاسیک زد.

با حال قراضه ی خودم می رفتم؛ یک رباعی از محسن چالاک

با حال قراضه ی خودم می رفتم
با نقشه ی تازه ی خودم می رفتم
یک عمر به جای زندگی فهمیدم
دنبال جنازه ی خودم می رفتم

#محسن_چالاک
@robaee

خاطرات روستای مهریک(روستای مریک) این قسمت؛بارندگی و کوبیدن گل پشت بام با غلتک دستی

اون موقع در بیشتر روستاهای ایران از جمله روستای مریک یا روستای مهریک خبری از ایزوگام یا قیر گونی پشت بام خانه ها نبود بلکه مردم به ناچار از مصالح موجود در محیط خود استفاده می کردند . سقف خانه ها از دار یا همان تنه ی صاف درختان استفاده می کردند و روی دارها از " نی" یا برخی افراد که چوب های باریک و پرحجم درختان که به آن" شَبِه" shabe می پوشاندند و سپس روی آن ها پلاستیک یا "حَلبی" می گذاشتند و سپس ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر" گِل" یا " شُل" shol( طرز تهیه شل به این شکل بود که خاک را با کاه و آب قاطی می کردند و به هم می زدند تا خوب خودش را بگیرد و به هم بچسد و گاهی برای این کار با پای برهنه یا چکمه لاستیکی روی شل راه می رفتند و گاهی نیز برای قولم بیشتر از خاک کاه یا سماط الاغ(کود )استفاده می کردند)می ریختند و در ادامه بین ۲۰ تا ۴۰ سانتی متر خاک خشک می ریختند و موقع بارندگی باران با غلتک دستی که به آن " بَرد بُو تُرنا" barde boo torna می کوبیدند تا سقف چکه یا " تُکه" tokeh نکند.

خاطرات روستای مهریک(روستای مریک) این قسمت؛بارندگی و کوبیدن گل پشت بام با غلتک دستی

اون موقع در بیشتر روستاهای ایران از جمله روستای مریک یا روستای مهریک خبری از ایزوگام یا قیر گونی پشت بام خانه ها نبود بلکه مردم به ناچار از مصالح موجود در محیط خود استفاده می کردند . سقف خانه ها از دار یا همان تنه ی صاف درختان استفاده می کردند و روی دارها از " نی" یا برخی افراد که چوب های باریک و پرحجم درختان که به آن" شَبِه" shabe می پوشاندند و سپس روی آن ها پلاستیک یا "حَلبی" می گذاشتند و سپس ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر" گِل" یا " شُل" shol( طرز تهیه شل به این شکل بود که خاک را با کاه و آب قاطی می کردند و به هم می زدند تا خوب خودش را بگیرد و به هم بچسد و گاهی برای این کار با پای برهنه یا چکمه لاستیکی روی شل راه می رفتند و گاهی نیز برای قولم بیشتر از خاک کاه یا سماط الاغ(کود الاغ)استفاده می کردند)می ریختند و در ادامه بین ۲۰ تا ۴۰ سانتی متر خاک خشک

خاطرات روستای مریک(روستای مهریک)؛این قسمت بازی‌های محلی

آن موقع یعنی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۷۶ که من در روستای مریک سکونت داشتم، چیزی به نام اینترنت و بازی های کامپیوتری وجود نداشت و تنها شبکه یک و دو و در آواخر نیز شبکه سه به شبکه های تلویزیونی اضافه شد. در روستای مریک کسی تلوزیون رنگی نداشت و حتی در شهر اردل و ناغان عده محدودی تلوزیون رنگی داشتند که جزو طبقه اقتصادی بالا بودند یا خانواده هایی بودند که پدر خانواده در کویت کارگری می کرد. بنابراین آن موقع بر خلاف امروز بیشتر کودکان و نوجوانان به بازی های دسته جمعی و فیزیکی مشغول بودند تا بازی های فکری کامپیوتری.البته بازی شطرنج بازی هم بود یادم هست ما صفحه شطرنج و مار و پله داشتیم و با بردارهایم بازی شطرنج و مار و پله بازی می‌کردیم.

یکی از بازی های محلی پسرانه روستای مریک که من هم مانند بقیه کودکان و نوجوانان روستا آن بازی را انجام دادم، بازی" اَلختُر" Alakhtorبود. احتمالا شرح بازی آن در پیوند کلمه الختر گذاشتم.

محل بازی الختر در زمین خرمن ها بود. ما بیشتر در زمین خرمن خسرو عبدلی الختر بازی می‌کردیم.هم بازی های ما؛ علی حسین پور( بردارم)،عبدالرحیم عبدلی، علی عبدلی(فرزند الله کریم)،نوروز بیگلری،نصرالله غلامی ، مجتبی یزدانپاه و... بودند.

یکی دیگر از بازی های گروهی محلی پسرانه روستای مریک" هَل هَله گرگ چَمبری" بود. که شرح آن را در پیوند بازی نامبرده گذاشتم.

یکی دیگر از بازی های محلی پسرانه دیگر روستای مریک بازی " چُو کِلیت" یا همان چوب و کلید بود.

یکی دیگر از بازی های محلی پسرانه گروهی روستای مریک، " گُو چُو" بود که فکر کنم چیزی مشابه بازی چوگان و بیس بال باشد الان که در اینترنت در مورد بازی گوچو جستجو زدم در آباده فارس به نام" چوگو" معروف است و سالیانه نیز بین استان های مختلف ایران در آباده این مسابقه برگزار می شود که کار برگزار کنندگان آن را تحسین می کنم.

یکی دیگر از بازی های محلی پسرانه روستای مریک " هفت سنگ" بود.

یکی دیگر از بازی های محلی گروهی روستای مریک بازی بود که نام آن بازی را الان بخاطر ندارم اما شیوه بازی آن بدین شکل بود که ۲ گروه در فاصله ۳ تا ۵ متری مقابل هم چندین سنگ" کِله بَرد" روی هم می گذاشتند و سپس هر گروه به تعداد مساوی اجازه پرتاپ سنگ به سمت نشانه های سنگ های چیده شده داشت تا آنها را نشانه گیری و خراب کند و هر گروهی که تعداد نشانه های بیشتری را می زد و خراب می کرد آن گروه برنده آن بازی بود.

خاطراتی از روستای مهریک یا روستای مریک؛ این قسمت سوخت مردم

اکنون که دارم این خاطرات را می نویسم جمعه ۲۴ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۲۴ می باشد و در صف آرایشگاه مردانه هستم گفتم تا نوبتم بشود از وقتم استفاده کنم و این مطالب را بنویسم.

هنوز با این که بیشتر روستاهای ایران گاز کشی هستند اما روستای مریک هنوز گازکشی نشده است و شرایط استفاده از سوخت الان با ۲۵ سال پیش که ما از مریک به ناغان مهاجرت کردیم تفاوتی نکرده است.

آن موقع و حتی امروز نیز در روستای مریک نانوایی وجودداشت و ندارد و مردم برای پخت نان محلی که به آن نان تیری یا پتیر می گفتند از سوخت های در دسترس استفاده می کردند. یکی از این سوخت ها که زنان و دختران برای پخت نان استفاده می‌کردند؛ کود گاو بود که به آن" تپاله" یا "تپه" می گفتند و برای آماده کردن "تپه" نخست تپه های تازه و خیس را از طویله خارج می کردند و سپس آنها را خیس می کردند و آن ها را به شکل کلوچه های بزرگ فرم مس دادند و آنها را یا به دیوار می چسباندند یا روی زمین پخش می کردند تا خشک شوند و در ادامه آنها را به انبار سوخت زمستانی انتقال می دادند و انبار می کردند.

برای تهیه آتش و سوخت " تپه‌های گاو" را زیر " تابه" می رختند و آتش می زدند و بدلیل آتش یکنواخت نان های تیری را یکسان پخت می کرد.

یکی دیگر از سوخت های برای پخت نان، استفاده از پشکل یا پشگل بز یا گوسفند بود که به علت سوختن متناوب و خاکستر داغ سوخت مناسبی برای است.

یکی دیگر از سوخت های دیگر که برای پخت نان استفاده می شد ریشه گیاهی است به نام " تهله" که برگ های خیلی پهن و تلخ و تندی دارد اما ریشه ی این گیاه را در شهریور یا مهرماه موقع شخم زدن زمین بیرون آورده می شد که به آن " تژدُم" می گویند. تژدم ها را جمع می کردند و برای پخت نان محلی از آن استفاده می کردند.

پانصد و سی و سومین نشست انجمن های ادبی ناغان برگزار شد .


این نشست در روز چهارشنبه 1404/11/22در کانون اندیشه ناغان برپا شد .

مجری این جلسه آقای اسحاق فتاحی بودند.

در ابتدای برنامه جناب آقای فتاحی با شعری زیبا جلسه را آغاز کردند و از نوجوانان و جوانان دعوت شد تا اشعار خود را خوانش کنند.
سپس مجری جلسه از عزیزان حاضر درخواست کرد تا داستان ها و دلنوشته های خود را که با موضوع یک روز بارانی بود بخوانند.

پس از خوانش اشعار جناب آقای حسین پور درمورد شعر کلاسیک و نو چندین نکته را ذکر کردند و چند شاعر که اشعار نو و کلاسیک داشتند را نام بردند .

# این گزارش توسط بهدیس برخورداری تهیه شده است.

آقای مصطفی حسین پور کتابی را معرفی کردند و سپس به شعر خوانی پرداختند .

در ادامه جلسه چندین نکته در رابطه با انجمن بیان شد و جلسه به پایان رسید .

عکس یادگاری ثبت شد .


اسامی
ناصر حسین پور ،اسحاق فتاحی ،مصطفی حسین پور ،اکیر ارسلان برخورداری


بهدیس برخورداری ،زهرا بابازاده ،طناز یوسفی ،آمنه برخورداری،مینا حقیقی

میلاد عرفان‌پور تشریح کرد:چگونه یک شعر ماندگار می‌شود؟

مدیر دفتر شعر موسسه فرهنگی شهرستان ادب به تشریح چگونگی ماندگاری یک شعر پرداخت.

میلاد عرفان‌پور در نشست کارگاهی رمز و راز ماندگاری شعر که امروز، ۱۱ شهریور ماه، در حوزه هنری خرسان رضوی برگزار شد، با اشاره به تاثیر قدرت و حمایت رسانه‌ بر ماندگاری یک شعر اظهار کرد: با توجه به ظهور و بروز رسانه‌های جدید، برخی از آثار ممکن است با پروپاگاندا و تبلیغات وسیع رسانه‌ای مدتی در جامعه به وسعت بسیاری منتشر شوند و مورد اقبال قرار گیرند اما این لزوما به معنای ماندگاری نیست چراکه ممکن است این اتفاق برای اثری رخ دهد اما آن اثر به ماندگاری نرسد.

وی افزود: ماندگاری دارای یک طیف است و زمانی که حرف از ماندگاری یک شعر می‌زنیم، لزوما معنای صفر و صدی ندارد که مشخص شود یک اثر ماندگار است یا نیست. ممکن است این ماندگاری نسبت‌های مختلفی داشته باشد که گاهی اثر به نهایت طیف دست پیدا می‌کند. به عنوان مثال می‌توان به بسیاری از آثار برجسته شعر فارسی از شاعرانی چون حافظ، سعدی، مولوی، بیدل و... اشاره کرد که همه اذعان داریم اگر ۱۰ قرن دیگر نیز بگذرد، باز هم دلنشین است، نفوذ دارد و جریان‌ساز است. در این میان برخی آثار نیز حدود و سطوح کمتری از ماندگاری را دارند اما لزوما مانند شعرهای شاخص حافظ و سعدی نیستند. ممکن است ماندگاری یک شعر نیز در این حد باشد که صرفا چند سال در اذهان و دل‌ها باقی بماند؛ لذا نگاه صفر و صدی به ماندگاری اثر نداریم.

این شاعر تصریح کرد: شعر از دید بنده یک موجود زنده است چراکه ویژگی موجود زنده این است که می‌تواند اثرگذار باشد. شعر هم در معنای اصیل، ویژگی اثرگذاری و نفوذ در دل‌ها را دارد، زمان و مکان را از حیث اثرگذاری طی می‌کند و این نشان از حیات شعر دارد؛ لذا شعر دارای یک کالبد و روح است که فیزیک آن واژگان، فنون، تکنیک است.

عرفان‌پور با اشاره اینکه شعر دارای روح است، به تعریف روح شعر پرداخت و ادامه داد: تعریف با تسامح برای روح نیز این است که روح آن چیزی است که سبب حیات می‌شود و باعث می‌شود موجود تاثیرگذار باشد. نهایتا روح آن چیزی است که سبب ماندگاری می‌شود.

وی با بیان اینکه شعر دارای چند گونه است، گفت: گونه‌ای از شعر وجود دارد که کالبد آن متعالی اما روح آن کم‌مایه و ضعیف است. این اشعار در آن دسته قرار می‌گیرد که از لحاظ فنی، صنایع و زیبایی‌ها قوی و غنی است اما چون روح در آن کم‌مایه است، ماندگار نمی‌شود. مثال آن نیز اشعار بسیاری است که در انجمن‌های ادبی خوانده می‌شود که نقدی به آن وارد نیست اما به دل هم نمی‌نشیند.

این شاعر با اشاره به اینکه دسته دوم اشعاری است که کالبد کم‌مایه و روح متعالی دارد، خاطرنشان کرد: به رغم اینکه شعر باید از ۲ حیث غنی باشد اما در این دسته استثنائاتی را شاهد هستیم که شعر آن‌قدر دارای روح والایی است که دست فیزیک ناقص را گرفته و آن را تبدیل به اثری کرده که آن را زیاد شنیدیم. به عنوان مثال می‌توان به شعر «بر مشامم می‌رسد هرلحظه بوی کربلا» اشاره کرد که گرچه دارای مشکل قافیه است اما دارای روح متعالی بوده و از بسیاری از شعرهای قوی‌تر از لحاظ فنی، ماندگارتر شده است.

به شعر «سلام فرمانده» نقد داریم اما پشت آن اخلاص است

عرفان‌پور افزود: به عنوان مثال می‌توان به شعر سرود «سلام فرمانده» اشاره کرد که هرچند به آن نقد داریم اما شک ندارم که پشت آن صدق و اخلاصی بوده که حدی از ماندگاری را پیدا کرده است. فقط رسانه نمی‌توانست سبب اقبال آن شود چراکه اگر رسانه بسیاری از آثار دیگر را حمایت می‌کرد، چنین اتفاقی رقم نمی‌خورد.

وی عنوان کرد: دسته سوم اشعار دسته‌ای است که هر ۲ ساحت شعر در اوج قرار دارد؛ یعنی شعر دارای کالبد و روح متعالی است که شعرهای برجسته شعر فارسی جزو این دسته قرار دارد. دسته چهارم نیز شعرهایی است که از ۲ حیث ضعیف است و هیچ اقبالی پیدا نمی‌کنند.

مدیر دفتر شعر موسسه فرهنگی شهرستان ادب با اشاره به اینکه صدق دارای ۲ مرتبه است، اظهار کرد: مرتبه نخست آن را که صدق اولیه می‌نامیم، این است که من به عنوان شاعر در شعر خود چیزی بگویم و از چیزی دم بزنم که به آن باور و اعتقاد دارم نه اینکه به دلیل خوشامد برخی موضع خود را تغییر داده باشم. صدق ثانویه یا صدق کامل نیز که مرتبه دوم است، به این معناست که باور من در شعر با حقیقت منطبق باشد.

ویژگی‌های قرآن برای شاعر مسلمان

وی با اشاره به اشارات قرآنی درباره ویژگی‌های شاعران مسلمان تصریح کرد: برخلاف تصورات رایجی که وجود دارد، در قرآن کریم آیاتی است که خداوند متعال به واسطه آن‌ ویژگی‌های یک شاعر مسلمان و گروهی که به تعبیر قرآن گمراهان از آن‌ها پیروی می‌کنند را بیان کرده است. در آیات پایانی سوره شعرا گفته شده شاعران کسانی هستند که گمراهان از آن‌ها پیروی می‌کنند نه اینکه خود گمراه هستند؛ بر این اساس شرایط از جهتی نگران‌کننده‌تر و از جهتی امیدوارکننده‌تر است چراکه می‌گوید شاعران می‌توانند رهبر گمراهان باشند و از جهت دیگر شان شعر را نشان می‌دهد که می‌تواند یک جماعت را رهبری کند.

عرفان‌پور خاطرنشان کرد: ویژگی‌های ایمان، عمل صالح، ذکر کثیر و ظلم‌ستیزی از ویژگی‌هایی است که در قرآن برای شاعر مسلمان ذکر شده است. خداوند دست بر شخصیت شاعر گذاشته و به موضوع شعر کاری ندارد. بنابراین این‌گونه نیست که هر کس مدح و مرثیه سروده باشد، شاعر مسلمان محسوب شود و هر کس شعر عاشقانه سرود، شاعر مسلمان نباشد. اتفاقا شاعر باید شعر عاشقانه، اجتماعی و سیاسی نیز بگوید اما پیوسته به یاد خدا باشد و ویژگی‌های شخصیتی مورد اشاره را مد نظر خویش قرار دهد.

این شاعر اضافه کرد: بهترین نسخه برای کسی که می‌خواهد شعرش دارای روح باشد و به ماندگاری برسد، آن راهی است که خداوند مقابل ما قرار ما داده است. اگر شاعری سعی کند در این مسیر حرکت کند، خداوند نیز در لحظاتی دست او را می‌گیرد و تصویری از ملکوت به او نشان می‌دهد که در پی آن، تصویر ملکوتی در شعر شاعر جلوه می‌کند و آن شعر اثرگذار خواهد شد.

تکنیک‌گرایی و فن‌سالاری آفت شعر است

مدیر دفتر شعر موسسه فرهنگی شهرستان ادب بیان کرد: هیچ‌گاه نباید هنگام سرایش شعر به این فکر کرد که شعرمان ماندگار شود چراکه این‌گونه اشعار از همان ابتدا محکوم به شکست است. آن شعری ماندگار خواهد شد که خداوند به آن نظر کند نه اینکه شاعر تصور نکند که هنر خود بوده است که شعر به ثمر رسیده است.

عرفان‌پور با اشاره به نکاتی که در کالبد شعر جزو آفات است، گفت: تکنیک‌گرایی و فن‌سالاری در شعر یکی از مسائلی است که موجب می‌شود شاعر به جای اینکه به دنبال جوهره شعر باشد، دنبال استفاده از صنایع ادبی باشد؛ در حالی که بهترین صورت استفاده از صنایع ادبی در زمانی است که شاعر از آن خبر نداشته باشد و ناخودآگاه از آن‌ها استفاده کرده باشد اما بعد که به شعر رجوع می‌کند، متوجه شود که آن صنایع ادبی در شعرش وجود داشته است. همچنین تمایز تصنعی، نقاب‌وارگی، ابهام و پیچیدگی و عدم تعامل و تعادل میان سنت و نوآوری از دیگر آفات شعر است.

وی ادامه داد: بهترین راه برای حدس زدن درباره ماندگاری یک شعر و اثرگذاری آن بر مخاطب این است که شعر بر خود شاعر چقدر تاثیر گذاشته باشد. اگر شعر تاثیری بر شاعر داشت و حال او را دگرگون کرد، بر مخاطب نیز تاثیر خواهد گذاشت.

منبع: خبرگزاری ایسنا

مرده ها را هفته ای یک روز یادی میکنند؛حسین مهر آذین( چهار لنگ)

کمترم

کس به من کاری ندارد از غباری کمترم

سایه بر خاری ندارم از حصاری کمترم

عشق خورشید درخشان ذره را رقصان کند

من به راه عشق بازی از غباری کمترم

مرده ها را هفته ای یک روز یادی میکنند

من فراموشم زدلها از مزاری کمترم

تارو پودم از گذشت عمر چون مو نازک است

تاب مضرابی ندارم از سه تاری کمترم

ذکر نیکان بر لب مردم مداوم می رود

بر لبی نقشی ندارم از شعاری کمترم

غار هم دل را از خوبان خدا پر کرده است

من دل از خوبان تهی دارم از غاری کمترم

جلوه ی گل حنجر بلبل به فریاد آورد

در بیان شوق از حلق هزاری کمترم

آنچنان از خویش رفتم که ندارم سایه ای

ای که گفتی کمترم از هیچ آری کمترم

حسین مهر آذین( چهار لنگ)

از کتاب هستی هميشه

دلیل ماندگاری برخی از شعرها(اشعار) از دیدگاه دکتر غلامحسین یوسفی

دکتر غلامحسین یوسفی

سخن گفتن در باب علت دوام برخی آثار وعمر زود گذر پاره ای دیگر ،کاری دقیق و دشوار است.نخست باید این موضوع را در نظر گرفت که رواج کوتاه مدّتِ شعری یا اثری،با دوام آن فرق دارد،یعنی ممکن است ،اشعاری مدّتی رواج یابد و مشهور شود و چندی بعد از خاطره ها فراموش گردد.به عبارت دیگر شهرت همیشه نشانه دوام و پایداری نیست.عکس این نیز محتمل است که شعری مدّت ها ناشناخته بماند و رواجی پیدا نکند و بعد بدرخشد و قوّت و تأثیرش پایدار شود.آثار نوع اوّل را فراوان دیده ایم.شعری به سببی از مقتضیّات روز معروف شده و بعد مرده است.اما در این جا بیش تر سخن بر سر آثاری است که توانسته اند از پس قرن ها،هنوز رونق خود را حفظ کنند،چه در شهرت و چه در گم نامی ازطبع گوینده زاده شده باشند...

اکثر کسانی که در باب شعر و هنر اندیشیده اند،آثار شعر و هنر را مظهر تجلّی احساس و عواطف و درون صاحب اثر دانسته اند،و در هنر و ادب، عاطفه و احساس را عنصر مهم و اصلی شمرده اند.هرشعری برای خود رنگ و بویی داردواحساسی را در ما برمی انگیزد بدین سبب است که مثلا خواندن غزل سعدی ما را ازغزل حافظ بی نیاز نمی کند.

یکی ازلوازم شهرت ودوام آثاروادب را صدق و اصالت عاطفه در صاحب اثرشمرده اند. صداقت وصمیمیّت شاعر در بیان آن چه دردل دارد،البتّه ضروری است ولی به تنهایی دلیل بقاودوام آثار نمی شود.مثلابعید نیست که فرّخی سیستانی شاعردوره ی غزنوی به واسطه ی کثرت عطایا و نواخت فراوان محمود که وی را از منتهای فقر و گم نامی به کمال ثروت وعزّت رسانده بود ،از سر صدق ستوده باشد،ولی چندی پس از آن روزگار،اشعار وی در این زمینه فردیتّی پیدا کرده است از قبیل بیان احساسات ارادت آمیز کسی به کس دیگر برای غرض ومقصودی،پس علاوه بر اصالتِ احساس شاعر،باید دنبال لطیفه ای دیگر گشت،که چرا برخی شعر ها همیشه زنده و مؤثر است و پاره ای دیگر چنین نیست؟

چنین به نظر می رسد که آن چه موجب وسعت تأثیر شعر می شود و در دوام و بقای آن مؤثّر می افتد،کلّیّت و اشتمال معنی سخن باشد،یعنی آزاد شدن از اختصاصات و قیود شخصی و عصری و پرواز به سوی افقی برتر،به طوری که درهر زمان و مکان درخشش خود را حفظ کند.غزل حافظ و شاهنامه ی فردوسی،مثنوی مولوی،گلستان و بوستان سعدی،و پاره ای ازاشعار متأخران ازچنین کلّیّت و اشتمالی برخوردار است.مقصود آن نیست که این گویندگان همه در مباحث کلّی و اجتماعی سخن رانده اند و یا آن که کسی نباید مطلقا احوال و تجارب شخصی خود را در شعرش بیاورد،بلکه بیان تأثّرات فردی حتّی سوانح زندگانی این شاعران چنان از پوسته شخصیّات و حدّ و رسم زماه خارج شده و صورت کلّی وعمومی و انسانی پیدا کرده است که هر کس زبانِ آنان آشنا می شود و درهر جا هر عصر،به خواندن آثارشان رغبت می کنند.

این معنی البته در ادبیات دیگر ملل هم مصداق دارد.برای مثال،گمان می کنم تا وقتی که انسان،آزادی را می ستاید،شعر«پل الوار»،شاعر معاصر فرانسوی را خطاب به آزادی می پسندد.

آثاری که قادرند،تار و پودِ عواطف افراد انسان را در قرون مختلف به هم پیوند دهند، استعداد دوام و بقا دارند.بدین طریق شعر خواهد توانست به تعبیر «تولستوی» در اتّحاد محبّت آمیز نوع بشر مؤثّر افتد.

امّا باید دید در چه صورتی چنین عواطفی به شاعر دست خواهد داد و در شعر او جلوه خواهد نمود؟تأمّل در آثار گذشتگان و آنان که سخنانشان باقی مانده و قبول عام یافته است،این نکته را روشن می کند.شاید بتوان گفت شاعرانی که احوال و جلوه های حیات را حس کرده و با آن زیسته اند،و در آثارشان گوشه هایی از رنج ها،شادی ها،آرزوها و تلاش های انسان را نموده اند،از چنین توفیقی بیشتر برخوردار شده اند.اینان در حقیقت قسمتی از سرگذشت زنده ی بشریّت را در شعرشان متجّلی کرده اند.سرگذشتی که نه تنها به سر انگشت احساس،حرکت نبض آن را درمی یابیم،بلکه دل ما نیز با تپش آن هماهنگ می شود.

منبع: سایت مهر میهن

یک غزل زیبا از حسین مهر آذین(دلجو)؛

حسین مهر آذین(دلجو)؛

شاعر

نویسنده و کارگردان تاتر

کارشناس زبان و ادبیات فارسی

دبیر باز نشسته ی آموزش و پرورش

متولد 1329 اهواز

وی از پنج سالگی ساکن اندیمشک شد و سال 1348 اشعارش در مطبوعات چاپ می شد.

ماحصل کار ایشان عبارتند از: چاپ آثار در مطبوعات قبل و بعد از انقلاب، چاپ اشعار ایشان در کتاب تاوان عشق، در سایه سار شعر معلم، هزار غزل از هزار شاعر، فجرآوران خیبر، از خیمه های آتش گرفته، گزیده ی ادبیات معاصر(انتشارات نیستان؛ سال 80) و هستی، همیشه(انتشارات مرید، سال 1385)

دلجو، قبل از سال 70 با نام حسین چهارلنگ فعالیت می کرد.

کس به من کاری ندارد از غباری کمترم

سایه بر خاری ندارم از حصاری کمترم

عشق خورشید درخشان ذره را رقصان کند

من به راه عشق بازی از غباری کمترم

مرده ها را هفته ای یک روز یادی می کنند

من فراموشم ز دلها از مزاری کمترم

تارو پودم از گذشت عمر چون مو نازک است

تاب مضرابی ندارم از سه تاری کمترم

ذکر نیکان بر لب مردم مداوم می رود

بر لبی نقشی ندارم از شعاری کمترم

جلوه گل حنجر بلبل به فریاد آورد

در بیان شوق از حلق هَزاری کمترم

آنچنان از خیش رفتم که ندارم سایه ای

ای که گفتی کمترم از هیچ آری کمترم

خار هم دامان گل بگرفته اما من هنوز

در توسل بر گل رفعت ز خاری کمترم

شاخص خمیازه هم در من فروپاشیده است

آگه از دردم نگردی از خماری کمترم

محرمی دستم نمی گیرد مگر نامحرمم

مجرمی بر من نیاویزد،ز داری کمترم

چاره این مردگی <دلجو>ز بویحیی بجوی

تا نگویی این چنین از مرده واری کمترم

حسین مهر آذین(دلجو)

رضا صفیان از اعضای انجمن شعر و ادب عباس ارشاد ناغان مجری جشن دهه فجر و نیمه شعبان بود

رضا صفیان از اعضای انجمن شعر و ادب عباس ارشاد ناغان مجری جشن دهه انقلاب و جشن نیمه شعبان بود و این نخستین اجرای ایشان بصورت رسمی بود که در حضور حدود ۴۰۰ نفر انجام شد. این جشن که به همت شهرداری ناغان برگزار شد استاد رضا شیروانی ناغانی خواننده محبوب بختیاری در این جشن نیز اجرا زیبایی داشتند که مورد تشویق حضار قرار گرفتند.از دیگر برنامه های این جشن اجرای لب خوانی تعدادی از دانش آموزان مدارس ناغان بود.

پانصد و سی و دومین نشست انجمن های ادبی ناغان برگزار شد .

این نشست در روز سه شنبه 1404/11/14در کتابخانه عمومی علامه دهخدای ناغان و با حضور شاعران و نویسندگان برپا شد .

مجری این برنامه خانم بهدیس برخورداری عضو انجمن ادبی مهر داوار ناغان بودند .

این برنامه به دو بخش تقسیم شده :

بخش اول به مناسبت نیمه شعبان و به طور رسمی برگزار شد .

در ابتدای برنامه از چند نفر از اعضای محترم انجمن ادبی مهر داوار ناغان دعوت شد تا برای شعر خوانی روز انقلاب به جایگاه تشریف فرما شوند.

سپس از جناب آقای حسین پور دبیر انجمن شعر و ادب عباس ارشاد ناغان دعوت شد تا برای سخنرانی به جایگاه تشریف ببرند .

از جناب آقای زمانی سرهنگ بازنشسته دعوت شد تا برای سخنرانی به جایگاه تشریف بیاورید.

از گروه سرود جوانه های امید ناغان به مربی گری سرکار خانم مینا حقیقی دعوت شد تا با صدای دلنواز خود به این برنامه شور و نشاطی هدیه دهند.

بار دیگر چند نفر از اعضای انجمن ادبی به شعر خوانی پرداختند.

سپس جناب آقای اسحاق فتاحی و جناب آقای هدایت دارابی به سخنرانی و شعر خوانی پرداختند و برنامه به پایان رسید .

بخش دوم:

اعضای محترم انجمن به گرد هم آمدند و طبق روال هر هفته شعر ها ،خاطرات ،داستان ها و دلنوشته های خود را خوانش کردند .

در انتها عکس یادگاری توسط آقای امید ظفریان مسئول کتابخانه عمومی علامه دهخدای ناغان ثبت شد .

اسامی :👇🏻

ناصر حسین پور ،اسحاق فتاحی ،هدایت دارابی ،اقای زمانی ،محمد کرمی،امید ظفریان ،مصطفی حسین پور ،رضا صفیان

بهدیس برخورداری ،زهرا بابازاده ،ناهید بهارلو ،آمنه برخورداری ،مینا حقیقی ،فاطمه سلیمی ،فاطمه صفیان ،مهدیا صفیان ،طناز یوسفی ،طناز جمشیدی ،لاریسا شیروانی ،پروانه ریسی،شادی شیروانی ،الیسا شیروانی ،فاطمه ابراهیمی،ستیا شیروانی ،ترنم نامدارپور،هدی حاتم پور،سحر ریسی،اندیشه نظری ،بنیتا زمانی ،سانیا دارابی ،درسا عباسی،غزل کمالی،دیانا فرجی ،هستی شیروانی ،مبینا شیروانی

پانصد و سی و یکمین نشست انجمن های ادبی ناغان در کتابخانه ی عمومی علامه دهخدای ناغان برگزار شد

زمان: سه‌شنبه ۷ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۵

اسامی حاضرین؛
هدی حاتم پور _ الیسا شیروانی _ دنیا طاهری _ آنیتا شیروانی _ ستیا شیروانی _ سحر رئیسی_ بنیتا زمانی _ اندیشه نظری _ درسا عباسی _ طناز یوسفی _ مینا حقیقی_ آمنه برخورداری _ ناصر حسین پور _ اسحاق فتاحی

گزارش پانصد و سی امین نشست انجمن ادبی مهر داوار ناغان به قلم بهدیس برخورداری

پانصد و سی امین نشست انجمن ادبی مهر داوار ناغان در عصر زمستانی در تاریخ 1404/11/1در کانون اندیشه ناغان با حضور علاقه مندان،شاعران و دوست داران ادب برگزار شد .

مجری این نشست سرکار خانم زهرا بابازاده بودند.

در ابتدای برنامه و همچنین بخش اولی که ویژه کودکان و نوجوانان بود درخواست کردند تا شعر خوانی کنند و همچنین چالش های این هفته را بخوانند.

در ابتدا بزرگان انجمن و با شروع بخش دوم جلسه به شعر خوانی پرداختند ویکی از اعضای انجمن غزلی از حافظ را خوانش کردند.

سپس خانم بابازاده چهار موضوع را به روی تابلو نوشتند و از اعضای محترم درخواست کردند یکی را انتخاب کنند ،بنویسند و سپس بخوانند.

در ادامه اعضای محترم به ادامه شعر خوانی پرداختند.

طبق عادت هر هفته یکی از اشعار مورد نقد قرار می‌گرفت و این هفته شعر سرکار خانم مینا حقیقی مورد نقد و برسی قرار گرفتند.

سپس از اعضای محترم درمورد آخرین کتابی که خوانند پرسیده شد و در انتها عکس یادگاری ثبت شد .

اسامی:

ناصر حسین پور ،اسحاق فتاحی ،هدایت دارابی ،سیاوش فتاحی ،مصطفی حسین پور،سینا داربی

بهدیس برخورداری ،زهرا بابازاده،ناهید بهارلو ،مینا حقیقی ،تارا اسکندری ،ستیا شیروانی ،آنیتا شیروانی ،نیکا کمالی،بهاره شیروانی ،آیسا داراب پور ،یکتا شیروانی ،حنانه شیخ پور

گزارش پانصد و بیست و نهمین نشست انجمن های ادبی ناغان به قلم بهدیس برخورداری

به نام خداوند خورشید و ماه

که دل را به نامش خرد داد راه

یکی دیگر از جلسات انجمن های ادبی مهر داوار ناغان برگزار شد .

پانصد و بیست و نهمین نشست انجمن در روز چهارشنبه 1404/10/24در کانون اندیشه ناغان برپا شد .

مجری این جلسه آقای رضا صفیان بودند و با استعداد و شروعی زیبا جلسه را آغاز کردند ‌.

در ابتدای برنامه از کودکان و نوجوانان درخواست گردید چالش هایی که هر هفته به آنها داده می شد را به همراه دلنوشته ها یا اشعار و دلنوشته ها خوانش کنند.

در بخش دوم جلسه که به بزرگان اختصاص پیدا می‌کرد افراد حاضر اشعار خود را خوانش کردند و طبق عادت هر هفته انجمن با سه کلمه ای که توسط بزرگان انتخاب می کردند شعر ،دلنوشته یا داستان بسازند .

در ساعت های پایانی مطابق هفته های گذشته یکی از اشعار اعضای محترم مورد نقد و بررسی قرار می گرفت و در این جلسه هم یکی شعر های خانم بهدیس برخورداری توسط بزرگان و اعضای محترم حاضر مورد نقد قرار گرفت.

در لحظات پایانی جلسه جناب آقای تقی بابازاده با خطی زیبا به روی تابلوی سیاه هنر خود را با نوشتن یک بیت شعر به نمایش گذاشته بودند .

در انتها عکس یادگاری ثبت شد .

افراد حاضر:

اسحاق فتاحی ،ایرج فتاح پور ،ناصر حسین پور ،هدایت دارابی ،علی محمد شیروانی ،سیاوش فتاحی ،مصطفی حسین پور ،تقی بابازاده ،رضا صفیان

بهدیس برخورداری ،زهرا بابازاده ،فاطمه صفیان،مهدیا صفیان،مینا حقیقی،ستیا شیروانی ،آنیتا شیروانی ،آوا نامدارپور

به علت قطعی اینترنت از تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۴۰۴ تا ۸ بهمن ۱۴۰۴ گزارشات جلسات انجمن بارگزاری نشده اند

که گزارشات این جلسات در ۳ تیتر جداگانه امروز بارگذاری خواهند شد.

گزارش پانصد و بیست و هشتمین جلسه ی انجمن های ادبی ناغان /برنامه گرامیداشت ده سالگی انجمن ادبی عباس

به زودی بارگذاری خواهد شد...

زمان: چهارشنبه ۱۷ دی ماه ۱۴۰۴

مکان: کتابخانه عمومی علامه دهخدای ناغان

درود

برنامه گرامیداشت ده سالگی انجمن ادبی عباس ارشاد و همچنین پانصد و بیست و هشتمین نشست انجمن های ادبی مهر داوار ناغان برگزار شد .

این برنامه در روز چهارشنبه 1404/10/17در کتابخانه عمومی علامه دهخدای ناغان و با همکاری جمعی از نوجوانان انجمن برپا شد .

مجری این نشست خانم بهدیس برخورداری بودند .

در ابتدای برنامه کودکان و نوجوان انجمن برای شعر خوانی و خاطره گویی به جایگاه تشریف فرما شدند .

گرمی و صمیمیت میان اعضای محترم حس می شد .

پس از شعر خوانی کودکان و نوجوانان

بزرگان انجمن به شعر خوانی پرداختند .

سپس جناب آقای حسین پور دبیر انجمن شعر و ادب عباس ارشاد به جایگاه دعوت شدند و سخنان ارزشمندی در خصوص کار انجمن و حضور پرش شور و همچنین پیشرفت کودکان و نوجوانان بیان کردند و در انتها شعری از خود را خوانش کردند .

سپس جناب آقای اسحاق فتاحی از عوامل برگزار کننده تشکر ویژه کردند و از همکاری نوجوانان در برنامه ریزی های انجمن ابراز خوشحالی کردند .

سپس دیگر اعضای انجمن و همچنین بزرگواران به شعر خوانی ادامه دادند .

جناب آقای سینا دارابی نوجوان هنرمند و همچنین عضو انجمن ادبی مهر داوار ناغان برای نقالی و همچنین به نمایش گذاشتن یکی از هزار و یک داستان شاهنامه تشریف فرما شدند .

جناب آقای حسین پور از همه افراد حاضر درخواست کردند تا یکی یکی یک خاطره در مورد انجمن را بیان کنند .

انجمن وارد ده سالگی می شد و ده سال پیش افرادی با جان و دل برای برگزاری نشست ها تلاش کردند .

در انتهای برنامه از افراد حاضر پذیرایی شد و عکس یادگاری توسط جناب آقای امید ظفریان مسئول کتابخانه عمومی علامه دهخدای ناغان ثبت شد.

اسامی :

ناصر حسین پور ،هدایت دارابی،علی محمد شیروانی،اسحاق فتاحی ،سینا دارابی ،امید ظفریان

بهدیس برخورداری ،طناز یوسفی ،مرجان رمضانی زاده ،مژگان ریسی ،مینا ریسی،زهرا بابازاده ، مینا حقیقی،زینب رمضانی ،ستیا شیروانی ،آوا نامدارپور،آنیتا شیروانی،باران برخورداری

# این گزارش توسط توسط بهدیس برخورداری تهیه شده است.

کتاب‌های نامکان‌آباد، فرا اشتیاق و گزیده ی دوبیتی های بختیاری در کتابخانه دانشگاه تهران ثبت شدند

شما می توانید برای دسترسی به کتاب های نامبرده اثر جناب آقای ناصر حسین‌پور دبیر انجمن شعر و ادب عباس ارشاد ناغان به آدرس زیر مراجعه نمایید:

https://lib.ut.ac.ir/faces/search/universal/uniResultSearch.jspx?_afPfm=l38e6ubfh

اخبار رونمایی از کتاب عشق‌آور در سایت بنیاد ایران‌شناسی شعبه استان چهارمحال و بختیاری

رونمایی از کتاب عشق آور

به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی، کتابخانه عمومی علامه دهخدای ناغان با همکاری انجمن شعر و ادب ارشاد ناغان و بنیاد ایران شناسی شعبه استان چهارمحال و بختیاری، شهرداری و شورای اسلامی شهر ناغان، چهارشنبه 21 آبان ماه 1404 ساعت 15، کتاب عشق آور ( دوبیتی های فارسی و بختیاری، لالایی بختیاری) رونمایی شد.

نخستین جلسه ی هم اندیشی پنجمین جشنواره استانی شعر داوار ناغان در بخشداری ناغان برگزار شد.

در روز یکشنبه ۱۴ دی ماه ۱۴۰۴ مصادف با دهمین سالروز تاسیس انجمن شعر و ادب عباس ارشاد ناغان جلسه ی هم اندیشی پنجمین جشنواره استانی شعر داوار ناغان در بخشداری ناغان برگزار شد.

آقای ناصر حسين پور دبیر انجمن شعر و ادب عباس ارشاد ناغان ضمن بیان اهمیت جایگاه جشنواره شعر داوار ناغان انتظارات خود را از شهرداری و بخشداری ناغان ارائه دادند.

۱_هزینه‌ها و جوایز شاعران برگزیده و داوران را ادارا فرهنگ و ارشاد اسلامی استان چهارمحال و بختیاری تامین خواهد کرد.

۲- سایر هزینه‌های جشنواره از قبيل پذیرایی، موسیقی، اسکان و هدایای مهمانان از طریق حامیان برنامه و خیرین فرهنگی تامین خواهد شد.

۳-بخشدار ناغان در خصوص مجوزهای لازم از فرمانداری اقدام خواهد کرد.

آقای مهندس حمید گودرزی فرد شهردار محترم ناغان گفت: با برگزاری شب شعر موافق نیستم و در این جلسه هیچ قول مالی ندادند.

آقای فریدون طهماسبی بخشدار محترم ناغان گفت: سطح جشنواره باید بالا و با کیفیت برگزار شود.

آقای علی دارابی عضو شورای اسلامی شهر ناغان گفت نبود بایگانی و صورتجلسات جلسات قبل و نداشتن نقاط قوت و ضعف جشنواره های قبل از آسیب های برنامه های فرهنگی و هنری بخش ناغان است.

خانم ناهید بهارلو پیشنهاد مجری و سخنران علمی داشتند

آقایان اسحاق فتاحی ناغانی و علی محمد شیروانی ناغانی و آقای هدایت الله دارابی ناغانی نیز بر جذب منابع مالی تاکید کردند.

این نشست از ساعت ۱۳:۲۰ تا ۱۵ به طول انجامید.

آقای ناصر حسین پور دبیر انجمن شعر و ادب عباس ارشاد در گفتگوی زنده رادیو جهان بین شرکت کرد

شرکت آقای ناصر حسین پور دبیر انجمن شعر و ادب عباس ارشاد در گفتگوی زنده رادیو جهان بین؛ و معرفی فراخوان پنجمین جشنواره استانی شعر داوار ناغان

روز پنج‌شنبه ۱۱ دی ماه ۱۴۰۴

ساعت ۸:۳۰ شب

برای دانلود این بسته صوتی به اینحا کليک کنيد.

خلاصه‌ای از نشست ۵۲۷ انجمن ادبی مهر داوار و عباس ارشاد ناغان

🖋 گزارش نشست ۵۲۷ انجمن ادبی مهر داوار و عباس ارشاد ناغان

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه بر نگذرد

پانصد و بیست و هفتمین نشست انجمن ادبی مهر داوار و عباس ارشاد ناغان روز چهارشنبه ۱۰ دی ۱۴۰۴ در کانون اندیشه ناغان برگزار شد. این نشست در دو بخش ویژه کودکان و نوجوانان (ساعت ۳ تا ۴ عصر) و بزرگسالان و علاقه‌مندان (ساعت ۴ تا ۵ عصر) برگزار گردید.

بخش اول: کودکان و نوجوانان

- آغاز جلسه با نام خدا توسط جناب آقای اسحاق فتاحی

- خوانش آثار شرکت‌کنندگان در چالش این هفته با موضوع: «من اگر کتاب بودم دوست داشتم...»

- سخنان آموزنده جناب آقای ناصر حسین‌پور دبیر انجمن شعر و ادب عباس ارشاد

- معرفی کتاب توسط خانم دکتر مرجان رمضانی‌زاده و خوانش داستانی از آن

- گفت‌وگوی اعضا درباره آخرین کتاب خریداری‌شده

بخش دوم: بزرگسالان

- اجرای برنامه توسط سرکار خانم مینا حقیقی مربی گروه سرود «لاله‌های عشق ناغان»

- نقد و بررسی اشعار جناب آقای هدایت دارابی و خانم بهدیس برخورداری

- خوانش چند رباعی توسط جناب آقای ناصر حسین‌پور

- خوانش داستان توسط سرکار خانم تارا اسکندری

- اجرای گروه سرود «لاله‌های عشق ناغان»

- ثبت عکس یادگاری توسط جناب آقای هادی علیمردانی مسئول کانون اندیشه ناغان

اسامی حاضرین

ناصر حسین‌پور، هدایت دارابی، اسحاق فتاحی، بهدیس برخورداری، ناهید بهارلو، مینا حقیقی، مرجان رمضانی‌زاده، تارا اسکندری، طیبه ظفری، طناز یوسفی‌منش، بهاره شیروانی، سانیا دارابی، آیسا داراب‌پور، آوا نامدارپور، درسا نامدارپور، نیکا کمالی، درسا امینی، نیکا امینی

اعضای گروه سرود «لاله‌های عشق ناغان»

بهدیس برخورداری، طناز یوسفی، نگین علیمردانی، ستیا شیروانی، نیکا کمالی، ساینا دارابی، آوا نظری، آوا نامدارپور، آنیتا شیروانی، درسا نامدارپور، امیرعلی حقیقی، امیرارسلان برخورداری، نوید علیمردانی

# این گزارش توسط بهدیس برخورداری تهیه شده است.

گزارش برگزاری جشن روز پدر در شهر ناغان در ۹ دی ماه ۱۴۰۴

گزارش برگزاری جشن روز پدر در شهر ناغان ۱۴۰۴

عطر ولایت و بصیرت در جشن میلاد امیرالمؤمنین (ع) و روز پدر

در آستانه میلاد پربرکت مولی‌الموحدین، حضرت علی (ع) و در تقارن با هفته بصیرت، شهر ما غرق در سرور و شادمانی بود.

جشنی بزرگ و به یادماندنی به مناسبت روز پدر و گرامی‌داشت مقام والای امیرالمؤمنین (ع) برگزار گردید که با استقبال بی‌نظیر و پرشور مردم ولایت‌مدار مواجه شد.

این محفل نورانی، با برنامه‌های متنوع و شاد، فضایی آکنده از شور و شعف را آفرید.

آوازخوانی‌های دلنشین هنرمندان مطرح کشور و استانی ، شعرخوانی‌های حماسی و عاشقانه، اجرای پرانرژی گروه سرود و بخش‌های طنز مفرح، لبخند را بر لبان تمامی شرکت‌کنندگان، به‌ویژه کودکان معصوم نشاند و خاطراتی شیرین و ماندگار رقم زد.

در این جشن پرشکوه، ضمن گرامیداشت مقام شامخ پدران، از بزرگان و پیشکسوتان شهر نیز یاد شد و ایثار و بزرگ‌منشی آنان به عنوان اسوه‌های صبر و استقامت، یادآوری گردید.

این جشن، نه تنها تجلی‌گاه ارادت به ساحت مقدس حضرت علی (ع) بود، بلکه فرصتی برای تقویت همدلی، بصیرت‌افزایی و شادکامی جمعی در جامعه شد.

روابط عمومی شهرداری و شورای اسلامی شهر ناغان

* خانم آرزو رحیمی از اعضای انجمن شعر و ادب عباس ارشاد مجری این نشست بودند .

گروه سرود لاله‌های عشق به مربی گری خانم مینا حقیقی یک سرود زیبا برای روز پدر اجرا کردند.

خانم ناهید بهارلو نیز یک شعر خواندند...

خوانندگان این برنامه عبارتنداز آقایان مظفر صالحی، رضا صالحی، مسعود رفیع زاده و ارسلان نامدارپور.

در این روز یک تأتر طنز نیز توسط گروه هنری برفی_نظری- از ایذه اجرا شد.

چند پدر هم به عنوان پدر نمونه معرفی شدند از جمله؛ آقایان نصیر نامدارپور، صفر بهارلو( پدر شهید ستار بهارلو)، رحیمی پور(پدر شهید احسان رحیمی پور) سعادت دارابی و...

فیلم بردار این جشن آقای مسعود احمدی بود.

زمان: ۹ دی ماه ۱۴۰۴

مکان: کانون اندیشه شهر ناغان

شعر بختیاری (مثنوی)عاشقانه از آقای اقبال طهماسبی گندمکاری؛ امشو که فرگ تی تو وستم

شعر بختیاری (مثنوی)عاشقانه از آقای اقبال طهماسبی گندمکاری؛ امشو که فرگ تی تو وستم

امشو که فرگ تی تو وستم

برگت قلمی نها و دستم

امشو قلمم کلو اگرده

دل دین تو لو به لو اگرده

چی لیوه ای دایما و پیته

مالانه پیت اوید و نیته

وستم ز هنا دفک به ای دو

من دهس مو نی درک به ای دو

وستی من دوگه خیالم

اشکندیه چینو پرک و بالم

نه دین تو نیتره بیا دل

سو مرده و منده من تیا دل

دونم که خوتی خوتی دوا دل

مو از تو بدیرم و جدا دل

زیتر تو بیو برس به دادم

وستم دم او برس به دادم

او دور سر مو پیت ایاره

سیل او من خوس بلیط ایاره

او دار بلیط مال مرده

من گور پر از زغال مرده

سیل او ز سر مو وسته وا رو

با زی بدرو بیو تو یا رو

***

افتو ادرا که دل نمیره

تی ناده ابو که زل نمیره

زل تا دم مالت ایگدردم

پی دون شکالت ایگدردم

من او شل سیل تو اگردم

چی پرره و میل تو اگردم

تا غصه پار پر دلم بی

بوی پل یار پر دلم بی

سی رنگ بهار سا دلم مند

سی نشت کنار وا دلم مند

ایخوم بکنی خار کنارم

زیتر بدرو ز خوم درآرم

ترناته بگش بیو رگالم

شل شل بکو هی من خیالم

سی عشق تونه که مست مستم

برگت قلمی نها و دستم

#اقبال_طهماسبی_گندمکاری

ناصر حسين پور دبیر انجمن شعر و ادب عباس ارشاد ناغان برگزیده بخش شعر نماز خوب حس خوب شدند.

ناصر حسين پور برگزیده شعر  جشنواره نماز خوب حس خوب  شدند

🔰 اعلام نتایج جشنواره نماز خوب، حس خوب .

💎 نتایج نهایی جشنواره نماز خوب حس خوب، بعد از داوری آثار ارسالی به ستاد اقامه نماز دانشگاه، به شرح ذیل اعلام می گردد.

۱. بخش ادبی:

🔹️شعر؛ آقایان احسان رضامند، محمد امین صدیقی و ناصر حسین پور

🔹️دلنوشته؛ خانم ها سیده معصدمه میراحمدی، محبوبه صادقی و فاطمه ظفری

🔹️خاطره نویسی؛ خانم نازنین هزاریان و آقایان عباس بحرینی و محمد رفعتی.

۲.بخش هنری:

🔹️عکس نوشته؛ آقای عباس بحرینی و خانم مینا ریاحی

🔹️خوشنویسی؛ خانم زینب باقری

🔹️طراحی پوستر؛ آقای محمد قربانی

۳. بخش تولیدات رسانه ای:

🔹️نشریه الکترونیکی؛ آقای عباس بحرینی

🔹️پادکست؛ خانم شیوا صادقی

🔹️کلیپ؛ خانم شیما حجازی

۴. بخش معارفی:

🔹️تلخیص کتاب؛ خانم طاهره پیراتی و آقایان حسین صالحی و رضا گنجی

۵. بخش ویژه:

🔹️مقاله نویسی؛ خانم زهرا فروزنده

🔹️ایده پردازی؛ خانم ها غزل دباغی، مرضیه نظری و نازنین هزاریان

✨️ جوایز منتخبین و لوح شایسته تقدیر به شرکت کنندگان در جلسه اختتامیه در بهمن ماه اهدا خواهد شد.

⏳️زمان دقیق اختتامیه جشنواره به شرکت کنندگان اطلاع رسانی خواهد شد.

⬅️ ستاد اقامه نماز دانشگاه

🌐 مفدا؛دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد

🆔 @mefda_shahrekord

جناب آقای ناصر حسين پور کارشناس مددکار بهداشتی درمانی بیمارستان امام جواد علیه السلام ناغان برگزیده جشنواره نماز خوب، حس خوب دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد شدند.