آل ونـُرفیـن خَردیُـم هیـشکی به امـدادُم نِی یا، شعر بختیاری، شعر لری از استاد فیضالله طاهری اردلی
آل ونـُرفیـن خَردیُـم هیـشکی به امـدادُم نِی یا
هر چه هیجار إیکُنم إز پا مو اوفتادُم ، نی یا
کُهـنـه"گِـردو باغِ خانُـم" خُم تکی منـدُم وِ جا
بَس که إشکَندِن مُونه،خُم هم زِخُم یادُم نی یا
تـیـرِتـقـدیری هـمه سـالانه جـون بـُردُم به دَر
ری چه فِرگی دل به مهرِباغِوون دادُم، نی یا
کـَوگِ"کُهـهِ سُـحـدِه یُم" تَهـمآرزویِ قَـهــقَـهُـم
غیرِ دُندالی ز ئی تِشنییه غَمبادُم نیا
بَس گریوستُـم ، وریسستُم و رِهـدُم مینِ دل
چینو دا رو مُرده یی دی بُنگ دُندالُم نیا
جورِ"چشمه بوشخالی" زنده گـورُم مینِ خُـم
ری وِ ری"تَل مُرده شورخونه"سَرِنادُم ، نی یا
کارُم إز پَـرپـین و مُـلاّ و دعا هم دی گُدَشت
پیشوازِس صـد وِلا إی جـونِ فِشنادُم ، نی یا
حـال روزِ روزگـارُم بهـتـر إز شـوگار نـیـد
پا قُـمـارِ زنـده یی عُـمـرِ مـو دَرنادُم ، نی یا
.......................... فیض ا... طاهری اردلی
🔹️ واژه نامه 🔹️ ..............................
آل : جن ، شر ، موجودی که...
نُرفین : نفرین
آل و نرفین : اصطلاحی جدا از نال و نرفین است.
امداد : کمک ، هیاری
هیجار : فریاد کمک خواستن ، کمک
کهنه گردو....:تلمیح به تک درخت گردو باقیمانده باغ بزرگ امامقلیخان ایلخانی بختیاری که... کنایه از...
فرگ : فکر ، ( اینجا ؛ فکر و تصور)
کُه سُحده : کوه مشرف به اردل
تهمآرزو : تمآرزو ، آرزوی شدید بواسطه نداری
وَریسستُم : سوختن و تبدیل شدن به ذغال و ... خاکستر شدن ، ( اینجا ؛ بهم ریختم)
دُندال : دُمدال ، دُنگدال ، سوگسروده ای در سوگ عزیزان
تِشنی : گِلی، گیلی ، گلو
غمباد : بغض مانده در گلو ، غم مانده در گلو
جور : مانند
چشمه بوشخالی : ( بوا شیخالی ، بابا شیخعلی؛ زاهدی منسوب به طریقه حیدری عهد صفویه که در این منطقه به ریاضت و ترویج طریقت می پرداخت و مورد احترام مردم بود.) چشمه ی فوق از دیر باز بدین سبب مورد احترام اهالی و ... - که متاسفانه بصورت عدم کارشناسی در تعریض خیابان در زیر آسفالت خیابان دفن گردیدو...
تَل مُرده شورخونه : اسم مکان ، محلی برای غسل اموات ( در قدیم) در زیر دست چشمه بوشخالی - که بعد ها چشمه راه خود را به طرف این مکان از زیر آسفالت باز کرد.
پَرپین : پَرپیم ، ورد دعاگونه ی همراه با حرکاتی خاص جهت جلوگیری از مارگزیدگی ، زخم چشم و دوری از بلا و... توسط افرادی موسوم به جاوری ( جابری ) یا برخی سادات صورت می گرفت.
وِلا : دفه ، کرَت ، بار
فِشنادُم : فرستادم
دَرنادُم : از دست دادم.
https://eitaa.com/vargah

این وبلاگ به نهاد یا سازمان خاصی تعلق ندارد و مستقل عمل می کند.