اکنون که دارم این خاطرات را می نویسم جمعه ۲۴ بهمن ماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۷:۲۴ می باشد و در صف آرایشگاه مردانه هستم گفتم تا نوبتم بشود از وقتم استفاده کنم و این مطالب را بنویسم.

هنوز با این که بیشتر روستاهای ایران گاز کشی هستند اما روستای مریک هنوز گازکشی نشده است و شرایط استفاده از سوخت الان با ۲۵ سال پیش که ما از مریک به ناغان مهاجرت کردیم تفاوتی نکرده است.

آن موقع و حتی امروز نیز در روستای مریک نانوایی وجودداشت و ندارد و مردم برای پخت نان محلی که به آن نان تیری یا پتیر می گفتند از سوخت های در دسترس استفاده می کردند. یکی از این سوخت ها که زنان و دختران برای پخت نان استفاده می‌کردند؛ کود گاو بود که به آن" تپاله" یا "تپه" می گفتند و برای آماده کردن "تپه" نخست تپه های تازه و خیس را از طویله خارج می کردند و سپس آنها را خیس می کردند و آن ها را به شکل کلوچه های بزرگ فرم مس دادند و آنها را یا به دیوار می چسباندند یا روی زمین پخش می کردند تا خشک شوند و در ادامه آنها را به انبار سوخت زمستانی انتقال می دادند و انبار می کردند.

برای تهیه آتش و سوخت " تپه‌های گاو" را زیر " تابه" می رختند و آتش می زدند و بدلیل آتش یکنواخت نان های تیری را یکسان پخت می کرد.

یکی دیگر از سوخت های برای پخت نان، استفاده از پشکل یا پشگل بز یا گوسفند بود که به علت سوختن متناوب و خاکستر داغ سوخت مناسبی برای است.

یکی دیگر از سوخت های دیگر که برای پخت نان استفاده می شد ریشه گیاهی است به نام " تهله" که برگ های خیلی پهن و تلخ و تندی دارد اما ریشه ی این گیاه را در شهریور یا مهرماه موقع شخم زدن زمین بیرون آورده می شد که به آن " تژدُم" می گویند. تژدم ها را جمع می کردند و برای پخت نان محلی از آن استفاده می کردند.