شعری در مورد شهر ناغان، شعر روز نکوداشت شهر ناغان، شعر ناغان، ناغان و شعر
شهر ناغان ای نگین سبز فام
بر تو و بر مردم بخشت سلام
هر کجا باشی نباشد چون وطن
زادگاه مادری باشد چو مُام
ای سفر کرده ز خاک زادگاه
شهر مانده منتظر هر صبح و شام
انتظار شهر را پایان بده
با وصالت درد هجران کن، تمام
با دل خوش باغ دل آباد کن
رهگذر با غنچه ات کن، شادکام
باغ رضوان است باغ و بوم تو
دار تو باشد همان دارالسلام
گویی از فرودس آمد بر زمین
یک بهشت آمد در اینجا شد، مُقام
مردمانت سخت کوش و سرفراز
با وفا و مهربان و خوش مرام
نام نیکت بر لب هر رهگذر
مردمانی چشم پاک و نیکنام
ناصرا توصیف ناغان کم نما
مُشک گوید وصف خود را بی کلام
ناصر حسين پور
به مناسبت نخستین همایش نکوداشت روز ناغان
۲۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت 22:51 توسط ناصر حسین پور
|
این وبلاگ به نهاد یا سازمان خاصی تعلق ندارد و مستقل عمل می کند.