شهر ناغان ای نگین سبز فام

بر تو و بر مردم بخشت سلام

هر کجا باشی نباشد چون وطن

زادگاه مادری باشد چو مُام

ای سفر کرده ز خاک زادگاه

شهر مانده منتظر هر صبح و شام

انتظار شهر را پایان بده

با وصالت درد هجران کن، تمام

با دل خوش باغ دل آباد کن

رهگذر با غنچه ات کن، شادکام

باغ رضوان است باغ و بوم تو

دار تو باشد همان دارالسلام

گویی از فرودس آمد بر زمین

یک بهشت آمد در اینجا شد، مُقام

مردمانت سخت کوش و سرفراز

با وفا و مهربان و خوش مرام

نام نیکت بر لب هر رهگذر

مردمانی چشم پاک و نیکنام

ناصرا توصیف ناغان کم نما

مُشک گوید وصف خود را بی کلام

ناصر حسين پور

به مناسبت نخستین همایش نکوداشت روز ناغان

۲۴ اردیبهشت ماه ۱۴۰۴