کتاب " سیب های خجالتی ولی..." مجموعه شعر سپید اثر آقای امید مردانی بروجنی ( متولد۱۳۶۰) است که در سال ۱۳۹۴ توسط انتشارات " ساحل امید" در بروجن در ۹۶ صفحه در قطع رقعی چاپ و منتشر شد.

طرح جلد کتاب در عین سادگی خلاقانه انجام شد. یک صندلی چوبی کهنه و قدیمی که یک سیب قرمز تازه روی آن گذاشته شده است. از اشکالات طرح جلد کتاب این است که نمی شود از عنوان کتاب محتویات کتاب را حدس زد بنابراین اگر در پرانتز زیر عنوان کتاب نوشته می شد ( مجموعه ی شعر ) به ذهن سرگردان و شلوغ مخاطب کمک می کرد.

پشت جلد کتاب این شعر سپید است :

پروانه ها

بال بال می زنند

رفتنت را.

می خوانی

و آوازت

پشت پنجره،

جا می ماند.

معمولا شاعران معاصر بهترین شعر خود را پشت جلد کتاب به عنوان ویترین مجموعه ی خود به نمایش می گذارند. انتخاب این شعر نیز فرضیه را برای مخاطب متصور می سازد. اما این شعر دارای اشکال " قید زمان" است.به طوری که در فراز اول شاعر می گوید؛" رفتنت" . یعنی رفتن در گذشته ای دور رخ داده است.اما در فراز دوم شاعر می گوید؛" می خوانی" و آوازت پشت پنجره جا " می ماند" و در این فراز فعل استمراری استفاده می کند و در ادامه از فعل " می ماند" استفاده می کند که در این شعر تناسب فرازها از نظر زمانی رعایت نگرید.

همچنین بال زدن پروانه و جا ماندن آواز تناسب مفهومی ندارند.

صفحه ی تقدیم و صفحه ی قبل از مقدمه دو شعر سپید از شاعر وجود دارد...

شعر تقدیم:

... و چشم هایم

چشم هایم

چشم هایم

هنوز آمدنت را به راهند

دعا کن که بارانی بمانم

برای تو که پدری

در این شعر سپید، ابتدا از چشم انتظاری می گوید اما در ادامه می گوید دعا کن که بارانی بمانم برای تو که پدری. یعنی من چشم انتظار آمدنت هستم و دعا کن که چشمانم بارانی باشد یعنی گریه کنم _ یعنی دوست ندارم انتظارم به پایان بپذیرد برای تو ای پدر.!!!

شعر قبل از مقدمه:

می شکند

در بلور چشم های تو

بغض اشک هایم.

این شعر عنصر خیال پردازی را دارد و از آرایه ی استعاری " بغض اشک" استفاده کرده است و احساس همدردی را بیان می کند . شاعرانگی در این شعر مشهود است.

فهرست کتاب از عنوان اشعار کتاب که از نام " سیب یکم" شروع تا " "سیب نوزدهم " و از نام" باران یکم" شروع و به " باران چهاردهم" پایان می پذیرد.

در بررسی کلی اشعار این کتاب نکات زیر به چشم می‌خورد:

۱_ آشفتگی زبانی و استفاده از کلمات و افعال نامتناسب با همدیگر مانند:

عطر صدایی که پاشیده می شود،

بوی سیبی از شرق گیسوان تو.تو فریاد

- تو فریاد کدام قطره ای آیا؟!

- پرنده وار- آغوش می گشایم جستجوی تورا.

- و می گرید باران آغوش آسمان را.

و....

و....

۲- تمام نکردن جملات و بکار نبردن قرینه ی حذف لفظی مانند:

- بر صفحه ی تاریخ سرزمینم که صدای سه تار و تار و ....

- می مانم تا ابر باشم و ببارم شعر چشم های تورا، در زمزمه ی عشق.

-