شعری از الهام جهانبازی از شاعران استان چهارمحال و بختیاری
تکان دادی مرا با حرفهایت سر در آوردم
نشستم روبه روی آینه خنجر در آوردم
شکستی بالهایم را،فراموشم نشد بامت
سقوط مرگباری داشتم تا پر درآوردم
بریدم هر چه می رویید از من شاخه های تر
در انکارت سر از تنهایی دیگر در آوردم
شکستم مرزهای خواستن را،بی هوا رفتم
که سر از خاک این آغوش پهناور درآوردم
گرفت آتش تمام هستی ام در چشم خود اما
جهان تازه ای از زیرخاکستر در آوردم
الهام جهانبازی
+ نوشته شده در یکشنبه دوم اردیبهشت ۱۴۰۳ ساعت 20:52 توسط ناصر حسین پور
|
این وبلاگ به نهاد یا سازمان خاصی تعلق ندارد و مستقل عمل می کند.