[چهارم فروردین
به مناسبت زادروز شاعر بزرگ بختیاری،مرحوم عباس ارشاد (دارابی ناغانی) ]
«فریاد ایل»
مِنِ بیت بَستن و شعر و غزل
استادی تو
حالوزالی و همه ایلِنِ «ارشادی» تو
باظهور ارشاد در عرصه ادبیات،شعر بختیاری وارد دوران جدیدی از تجربه خود شد،مضامین ودغدغه های اجتماعی که اولین بار درشعر داراب افسر دیده میشود،با نگاه نو متفکرانه ی عباس ارشاد جان تازه میگیرد و به شکل جدی مطرح میشود.درروزگاری که شاعران سرگرم سرودن اشعار عاشقانه بودند و از «تیای کال یار » میگفتند ،ارشاد به بیان دغدغه های فرهنگی ایل ودگرگونی ارزشهاوهنجارهای قومی میپردازد که باورود به دنیای مدرن این ارزشها دستخوش نابودی و فراموشی شدند،
«تاچراغ زندگی من بختیاری ایبلیوِه
خسروینِ سربنین ، پوشین به پا
شولار و گیوه»
طبع سرکش وکوهستانی وبلند ارشاد بازندگی مدرن وسقف کوتاه آپارتمان نشینی شهر تضاد داشت و همواره بانگاهی نوستالژیک وپراز حسرت به ایل وصفای مردمان گذشته اش می نگریست.
«خومون آواره هرشهر و دیاریم به ولاتا،
خوش نشینیم و به هرجا ایزنیم چادرمونه»
ودر شعر «ورنگفتی» که درباره مسائل اجتماعی امروزی جوامع بختیاری می باشد،
بازبانی شیرین و طنازانه به بیان این موضوعات میپردازد.
«دل هموسو دُردُرو اَر شاد بید،
فِرگمون از درد و رنج آزاد بید
حالا پای او اعتقادا ره زِ ویر
قید و بندا از همه وابید دیر»
ایمان،اخلاق،حُبِ وطن،سلامت نفس،بلندهمتی،اندیشه ورزی و استقلال رأی وتفکر را از واژگان شعری او می توان دریافت،مرحوم ارشاد معلمی بزرگ برای بختیاری بودو همواره با آینده نگری،دلسوزانه مارا نصیحت و از مسائل روز آگاه میکرد.
«حالا زمونِ زمونِ تفنگ وقطار نید هیچی به غیر علم دیه اشتهار نید»
عِرق و علاقه شدید ایشان به بختیاری مثال زدنی بودو هرجا صحبت از مسائل اجتماعی ایل میشد،اشک در چشمان نجیبش حلقه میزد واندوهی ژرف او را فرا میگرفت.
»بختیارینه دوشق کرد و گُدِس هفت وچهار
تِرَک اَر وَست به پی ،سقف و ستین ایریسه»
او دنیایی امن وآرام و عاری از خشونت برا همه آرزو داشت واز جور زمانه دل خون بود و همواره در اشعارش این دردها را فریاد میزد.
این شاعر بختیاری چه آرزوهای بلندی داشت ودرچه اندیشه های عالی و انسانی غوطه ور بود،میکوشید که یک انسان مسئول در جامعه باشد. او از دنیای دورنگی وتزویر وریا شکوه داشت وگلایه مند بود وبه قول استاد قهرمان محمدی :
«دِلس سَر مَل آبی زِ درد و ریا»
«یونوکه گاه به نال ایزنن گاه به میخ آبروسون به من روز پسین ایریسه»
مرحوم عباس ارشاد همیشه با عشق وعلاقه از اسطوره ها وشهدای بختیاری که جانشان را در راه وطن فدا نموده اند،یاد میکرد ورشادت های این دلاوران را به نسل جوان یاد آور می شد.
«کو کاوه ای که بیرق چرمی وپاکنه
تازیر وری کی تخت ستمکار کنه»
آرزوی مرحوم ارشاد این شاعر آزاده و رنج دیده اتحاد و«گوگری»و آگاهی مردمان ایل بود که در اشعارش مثل چشمه ای زلال بود. و چه زیبا استاد قهرمان محمدی در بیت زیر فرزندان مرحوم ارشاد (آرش و آریا وایما) رابه میدان فرهنگ فرامیخواند و میخواهد که ادامه دهنده راه پدر بزرگوارشان باشند.
«کُری جور آرش ایفته به رو
خوس وآریا پشت ادن مین دَو
چو ایما ورسه بپا، هرسه شیر
کنن ظلمت شونه از نو اسیر»
بدون تردید عباس ارشاد ناغانی یکی از ستارگان پرفروغ آسمان شعر وهنر بختیاریست که دردهای ایل را با زبانی ساده وطبعی روان در اشعار گویشی خود فریاد میکرد.
«خدا وقتی من دستم قلم ناد
به نون والقلم اوسو قسم داد
که درد درد مندونه نویسم
جفای کینه توزون نویسم»
امید است همه فرزندان ایل وشاعران جوان با مطالعه شعر و اندیشه ی مرحوم عباس ارشاد،درجهت پاسداشت فرهنگ غنی قومی و ملی گامهای استوار بردارند.
یادش گرامی وراهش پررهرو باد
ناغان فروردین 98 سیروس محسنی کارشناس ارشد پژوهش هنر «سیمون»