بررسی اشعار کتاب «اولین های ناغان بختیاری»
کتاب «اولین های ناغان بختیاری» با تلاش آقای مظفر عدیمی(بام) گردآوری و یا نوشته شده است. این کتاب توسط انتشارات آموزش برتر مجوز نشر(1398) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت نموده و در سال 1399 به تعداد 100 نسخه با 432 صفحه به چاپ رسیده است.
در فصل های نخست این کتاب در مورد نقش بختیاری ها در تاریخ ایران، اقتصاد و... همچنین در خصوص آداب و رسوم قوم بختیاری صحبت می کند در ادامه به اولین های ناغان که مقام و منصبی رسمی یا شغلی و حرفه ای، غیر رسمی و... داشتنه اند می پردازد.
جا دارد از زحمات آقای مظفر عدیمی که برای گرداوری این مجموعه تلاش نموده اند تشکر و قدردانی نمایم.
به گفته آقای علی محمد شیروانی عضو انجمن شعر عباس ارشاد ناغان؛ آقای مظفر عدیمی با نوشتن کتاب" اولین های ناغان بختیاری" بخشی از تاریخ این شهر را که در زیر آوار فراموشی رفته بود را خاکبرداری و مانند یک باستان شناس به موزه کتاب خود برگرداندند که کار ایشان شایسته ارج نهادن و الگو برداری است.
نقد هر اثر از جمله کتاب به پیشرفت آن در چاپ های بعدی کمک خواهد کرد بر اساس همین رسالت تصمیم گرفته ام در خصوص اشعار کتاب«اولین های ناغان بختیاری» به طور خلاصه مطالبی بنویسم نوشته بنده هم قابل نقد هست منتظر دریافت نقدهای شما عزیزان هستم.
نویسنده کتاب هیچ اشاره ای به این که آیا خودش شاعر هست یا مسلط به فنون شعری هست نمی کند اما در صفحه 10 می گوید خاطرات خود و رمان نوشته است بنابراین اگر در اشعار چاپ شده اشکالی وجود داشته باشد به طور مستقیم مسئولیت آن متوجه نویسنده نیست اما باز باید نویسنده مسئول کار خود باشد تا اشعار را با دقت نظر فراوان انتخاب کند و یا حتی اگر خود دستی بر آتش ندارد کار را به کاردان آن کار می سپرد( به نظر می رسد اشعار گردآوری شده را به کاردان این حرفه قبل از چاپ نسپرد).
در مجموع از 7 اثر شعری چاپ شده است که در برخی از اشعار بزرگان شعر ملی از جمله «استاد خسرو سلیمی ناغانی» اشکالات تایپی توسط حروف چین وجود دارد و در برخی نیز علاوه بر اشکالات تایپی ، ایراداتی بر عروض و قافیه اشعار مشهود است.
در صفحه ی 36 کتاب یک شعر معروف از پژمان بختیاری شاعر نامدار ملی آورده شده است که صحیح آن به شکل زیر است:
"گر ایران زمین بختیاری نداشت گمانم که از بخت یاری نداشت"
در صفحه ی 62 کتاب یک ترانه معروف از شاعری ناشناس است که در ادبیات شفاهی و فولکلور بختیاری وجود دارد که شکل صحیح آن بصورت زیر است:
« چارشنبه بيست يكم، خم گل ابردم ار ايدونستم ايميره ، خم بجاس ايمردم»
چند تک بیت و یا دوبیت وجود دارند که در فصل های نخست نویسنده جهت استحکام نوشته خود از آن ها استفاده کرده است که شاعر این اشعار را مشخص نکرد( به عنوان مثال صفحه 82، 83).
در صفحه 83 کتاب یکی از جملات سعدی که ضرب المثل نیز شده است بصورت شعر نوشته بکار رفته است که نثر صحیح آن بدین شکل است.
«ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند.» « گلستان سعدی باب اول».
در صفحه 94 معروفترين شعر بختياري كه زبانزد است از مرحوم حسينقلي خان معروف به ايلخاني مي باشد آورده شده است كه صحیح آن اين است:
«دوني ز چه ري نزيده آفتو
يارم نوريستاده از خو
مو با دل تنگ تي تو آيم
تو بانگ زني كه اي كري رو
ابروي كج تو ورهمه خلق
دادم مو نشون كه هي مه نو»
در صفحه 102 کتاب یکی از ابیات معروف سعدی به صورت سطر پیوسته و بدون فاصله- نثر نویسی- نوشته شده است.
«سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مرده آن است که نامش به نکویی نبرند»
در صفحه 176 یک شعر وجود دارد که صحیح آن در زیر آورده شده است:
«گفت ای مرغ چرا حال پریشان داری از غم کیست چنین ناله و افغان داری»
به نظر می رسد در صفحه 196 یک تک مصرع که ضرب المثل شده است به کار گرفته شده است که صورت صحیح و کامل آن بدین شکل است:
«سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی *** كه هركس در دیار خود سری دارد و سامانی.»
در صفحه ی 217 یک شعر از« سید علی اکبر مصطفوی قَفهخرُی معلم مکتب خانه ناغان» که در نکوهش مردم ناغان آورده است و نویسنده کتاب نیز در صفحه 216 می نویسد:« اما سید چشمان خود را بست و دهان را باز کرد چون طبع شعر داشت اشعاری در هجومردم ناغان سرود که چند سطر آن را می آورم.»
درست این بود این شعر در این کتاب گنجانده نمی شد.توصیه موکد دارم این شعر هجو در چاپ های بعدی حذف گردد.
در صفحه ی 236 کتاب یک بیت معروف از حکیم فردوسی بزرگوار است که شکل صحیح آن بصورت زیر است:
«پی افکندم از نظم کاخی بلند که از باد و باران نیابد گزند»
در صفحه ی 246 و247 یک شعر زیبا از زنده یاد« عباس ارشاد» شاعر بختیاری سرای معرف و موسس انجمن ادبی داراب افسر در اصفهان، آورده شده است که از صفحه 140 کتاب « پارسی سرایان بام ایران» آقای علی رحم شایان اقتباس شده است. ابیات2، 1،6،10 و 11 اشکال تایپی دارند. در زیر شعر را می آورم:
تا که بیرون از خط لیل و نهار افتاده ام
دروم از خورشید رخشان نگار افتاده ام
بر شمردم ریگ های کوزه احباب را
کرده ام غفلت که خود هم در شمار افتاده ام
با انا الحق گفتن بیمار در این ویران سرا
همچو منصور عاقبت در پای دار افتاده ام
با سنان نیش تیز خارهای بوستان
نوگلی دارم به خواری پای خوار افتاده ام
شیر می باید شدم در جنگل هرج زمان
سادگی کردم که زین جنگل کنار افتاده ام
عمر ما در انزوا بگذشت با بیهودگی
تا ز چشم تیز بین روزگار افتاده ام
نیم قرنی از خزان سرو عمر ما گذشت
حال چون برگی خزانی زرد و زار افتاده ام
اف بر این دنیا چه خوش محکوم ماندن می کند
در ستم آباد دنیا ماندگار افتاده ام
بی تو می سوزم اگر اینسان درون خویشتن
دانه اسپندم که بی تو در شرار افتاده ام
تا قرارم را ربودی با نگاه دلنشین
مات و مبهوتم به کنجی بی قرار افتاده ام
فرق بین بودن و نابودن «ارشاد» نیست
اشک شمعم در ین سنگ مزار افتاده ام
« زنده یاد عباس ارشاد».
لازم به یادآوری است زنده یاد « عباس دارابی ناغانی» شاعر گرانقدر به علت علاقه زیاد به شعر و کار مداوم در حوزه شعر، بعد از انتخاب تخلص شاعرانه خود، از تخلص خویش یعنی «ارشاد» برای نام خانوادگی شان استفاده کردند و نام «عباس ارشاد» را برای همیشه جاودانه نمودند.
در صفحه ی 258 کتاب «اولین های ناغان بختیاری» شعری از استاد گرانمایه و شاعر ملی آقای خسرو سلیمی ناغانی سراینده کتاب سروش سخن، نوشته شده است که با اشکال تایپی همراه است که شکل صحیح آن بدین شکل است:
«بام وطن»
شور شیرین به سرم زد که چنان کوهکنم
بر سر کوه غمت صخره به شادی شکنم
دل قوی کرده ام از فکر نکو در همه عمر
هیچ ازین طرز تفکر به جهان دل نکنم
بس که از آتش هجران تو من سوخته ام
گر ببینی تو بگویی که چنین کس نه منم
بر سر تربت من گر بکنی باز کفن
دود آه دلم آید ز میان کفنم
رسن عشق تو یکسر بکشد جان مرا
مگشا در همه جا تا به ابد زان رسنم
بلبل طبع مرا لحظه ای آرام مخوان
بر گلستان رخت بلبل باغ و چمنم
به مشام من اگر نافه ی مشکین برسد
همه اش هست از آن آهوی مُلک خُتنم
گر جهان یکسره ناحق ّ سخن آرد بزبان
من به هر جای جهان حرف به ناحقّ نزنم
اهل ناغانم و بر زادگهم مفتخرم
بختیاری چو بهشت است به بام وطنم
گر چه بر تخت توان سخن نیست مرا
لیک بر تخت زبان « خسرو» شیرین سخنم
«از کتاب سروش سخن، سلیمی ناغانی" خسرو"»
بررسی 4 اثر شعری از کتاب مذکور از جمله شعر خودم« ناصر حسین پور» باقی مانده است که نقد آن ها به دیگران واگذار می نمایم.
نویسنده : ناصر حسین پور مهرماه 1399، ناغان




این وبلاگ به نهاد یا سازمان خاصی تعلق ندارد و مستقل عمل می کند.