شعر ناغان
ناغان
تو را من دوست دارم بهتر از جان
تو را من ستایم شهر ناغان
تویی یک قطعه از فردوس اعلاء
تویی باغ بهشتی باغ رضوان
گلستان شد وجودت گل تو هستی
گلی زیبا به ایران گلستان
به زحمت های مردان دلیرت
شده آباد باغت،باغ بستان
بهارت سبز و پاییزت چه زیبا
تویی چون بوم نقاشی به ایوان
هوایت دلپذیر و خوب و مطبوع
به تابستان خنک مثل زمستان
به احسان می وزد مهمان نوازی
به احسان نامشان را برده مهمان
برای پرچم مشروطه خواهی
حمایت کرده اند در فتح تهران
به غیرت آوری و طرد دشمن
بود دشمن ز ناغانی هراسان
به جنگ دشمنان خاک ایران
چه خونها داده اند در راه ایران
برای انقلاب و رهبر خود
شهیدش اولین بوده به استان
اگر رهبر دهد فرمان جنگی
نفس از قاصبان گیرند در آن
به این مصرع برم شعرم به پایان
خوشا ناغان، خوشا ناغان،به قران

این وبلاگ به نهاد یا سازمان خاصی تعلق ندارد و مستقل عمل می کند.