حال دلت چطوره؟
...............
...............
بسمه تعالی
اشعار ذیل را که با بضاعتی اندک و بیانی نارسا تهیه و تنظیم گردیده را تقدیم حضور شاعر گرانقدر جناب آقای خسرو سلیمی ناغانی نموده و از پیشگاه خداوند یکتا برای ایشان آرزوی موفقیت می نمایم
ای صبا برخطه سرسبز ناغان کن گذر
عرضه دار از ما سلامی نزد ارباب هنر
شاعر برجسته ی آن شهر زیبا را بگو
دانش و فرهنگ از کلک تو باشد مفتخر
از غزل های دل انگیزت شود جان بهره مند
روح گردد کامیاب از آن لسان چون شکر
حظّ وافر برده ام از اشعار نابت در �سروش�
هم فصیح است و بلیغ است و رسا و معتبر
چون به جولان آوری هنگام نظم اندیشه را
می کند از بام کیهان جلوهّ شعرت گذر
نکته سنجی و سخندان و کثیر المعرفت
مهربانی و دقیق القلبی و صاحب نظر
پارسایی و خردمندی و محبوب القلوب
پاکباز و نیک و بی آلایشی، همچون گهر
مهر ورزی و جوانمردی و دور از عُجب و آز
خیرخواهی و غیور و مشفق و نیکو سیَر
از خدا خواهان آن هستم که در اوقات عمر
در کمال عافیت باشی بدور از هر خطر
زندگی را بگذرانی ، با خوشی در عیش و نوش
نام نیکویت بماند تا ابد با عزّ و فر
مرحبا ای خسرو ملک معانی و ادب
افتخار شهر ناغانی، ادیبِ نامور
گر « حسینی» دم زد از تجلیل و تکریم شما
قصد او عرض ارادت بود ، نی چیز دیگر
......
ارادتمند الاقعر : سید مجتبی حسینی سر تشنیزی
فی التاریخ 1400/1/10
_1mf.jpeg)
انجمن ادبی کودک و نوجوان مهر داوار ناغان شناسه ملی دریافت کرد.
آگهی تاسیس انجمن ادبی کودک و نوجوان مهر داوار(مهر مادرانه) ناغان درتاریخ 25/01/1400 به شماره ثبت 63 به شناسه ملی 14009948949 در روزنامه رسمی کشور منتشر شد.
انجمن ادبی کودک و نوجوان مهر داوار ناغان در 18 فروردین 1398 فعالیت خود را با تلاش آقای ناصر حسین پور شروع نمود و نخستین انجمن تخصصی حوزه ادبیات کودک و نوجوان استان چهارمحال و بختیاری است که موفق به دریافت مجوز فعالیت از اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان کیار گردید.
این انجمن در سال 1398 تعداد 54 کارگاه آموزشی شعر و داستان نویسی بصورت حضوری برای کودکان و نوجوان برگزار نمود و در سال 1399 با شیوع بیماری کرونا جلسات خود را در فضای مجازی برگزار کرد همچنین در سال 1398 با همکاری انجمن شعر و ادب عباس ارشاد ناغان جشنواره با شکوه داوار ناغان را برگزار کرد که با استقبال عامه مردم و دوستداران حوزه ادبیات کودک روبرو گردید.
در فروردین 1400 انجمن ادبی کودک و نوجوان مهر داوار ناغان مسابقه دکلمه خوانی پرک امید را برگزار نمود که با استقبال فراوان کودکان و نوجوانان بخش ناغان مواجه شد.
انجمن ادبی کودک و نوجوان مهر داوار ناغان یک انجمن تخصصی حوزه ادبیات کودکان است که به منظور،ایجاد زمینه های مناسب برای رشد و تعالی فرهنگی و هنری اعضای انجمن و کودکان و نوجوانان بخش ناغان،ایجاد ارتباط با سایر انجمن ها و سازمان ها و مراکز فرهنگی و هنری در داخل کشور با رعایت ضوابط مرتبط، تبادل اطلاعات و تجربیات میان اعضا با منتقدین و محققین،کارشناسان و استادان داخل کشور، ایجاد تسهیلات و شرایط مناسب جهت شرکت اعضا در محافل و مجامع فرهنگی و هنری و علمی داخل کشور، ارتقای سطح کمی و کیفی ادبیات کودکان و نوجوانان، پژوهش و مطالعه پیرامون مسایل مرتبط با ادبیات کودک و نوجوان و تهیه و تدوین طرح ها و برنامه های فرهنگی و ارایه پیشنهادهای سازنده و علمی به دست اندرکاران امور فرهنگی، تشویق و ترغیب نوجوانان و کودکان و ایجاد جاذبه برای آنان به منظور شکوفایی و تقویت روحیه ی ابتکار و شناخت استعدادهای درخشان در زمینه ادبیات کودک و نوجوان، ایجاد تسهیلات لازم برای ارایه و معرفی آثار هنری ارزندهی اعضا به جامعه، اقدام به تشکیل و برگزاری جلسات، گردهمایی، جشنواره، معرفی کتاب و محصولات فرهنگی و هنری و علمی در زمینه همه ی حوزهای ادبیات کودک و نوجوان،تهیه، گردآوری نگارش،چاپ و نشر و توزیع کتاب،جزوه، مقاله درباره ادبیات کودکان و نوجوانان وبرای آنان با رعایت قوانین مربوطه،تلاش، همکاری و پیگیری برای تاسیس، دریافت مجور و راه انداری کانون پرورش فکری کودکان بخش ناغان و همکاری و تبادل نیرو، مربی و هنرجو با کانون پرورش فکری کودکان،همکاری و تعامل با مهد کودک ها و مدارس و آموزش و پرورش و سایر نهادهایی که در زمینه کودک و نوجوان فعالیت دارند، در حوزه ادبیات کودک، پرورش حوزه های مختلف ادبیات شفاهی و نوشتاری کودکان با بهره گیری از شرایط موجود، بهره گیری از ظرفیت های ادبیات نمایشی بصورت متنوع، برگزاری جشن های کودکانه و روز کودک، حمایت از آثار و تولیدات کودکان و نوجوانان و همچنین حمایت از سایر نویسندگان و فعالان عرصه ادبیات کودک و نوجوان می باشد.
بگو تکرار کن
با من تو می مانی
بگو تکرار کن
بر عهد و پیمانی
ز عشقت ریشه ها بستم
به دل آیا تو می دانی؟
که من با عشق تو سبزم
بهارم،جاری ام من، جویبارم
و بی تو
من گلی خشکیده ام
زردم
سراپا رنج و دردم اضطرابم ساکت و سردم
بخوان با من
صدا و هم زبانم باش
بیا در آسمان خورشید بامم باش
بیا گرما بده قلبم
بیا تو مهربانم باش
ببین اینجا که عشق غریب و بی کس و تنهاست
و من تنهاترین تنهای تنهایم
غریبم عاشقم از عشق رسوایم
بیا همدل با من بگو حرفت که شیدایم
مرا پیدا کن یوسف
که مجنونت منم
آری زلیخایم...
ترانه سرا: ناصر حسین پور
7, اردیبهشتِ.1400
پروردگارا!
آتش غفلت فتنه ای است آسمانی؛
ای که نامت سرآغاز جهان هستی است ذکر تسبیح ما،چشمه ی ثواب تو
ای فضل تو اساس گیتی آفرینش
انعامی پیدا و پنهان، ای که تو مقتدای این جهانی که عظمت و مصحف توفیق این حیاتی!..
به حق همت،معرفت این مردان زبانی ده که جلال و ظلمت شب تو گویم!...
خداوندا طفلانی صالح، با عطوفت، رستگار و رأفت عنایت الهی بفر ما که محتاج عمر او هستم!.....
کردگارا عمر حقیقی و با بصیرتی به طفلان ما عطا بفرما!🙏🏻..
ای که فارغ از هر چه تقدیری حدیث زندگی به ما بیاموز!
از خدا خواهم اعجازی فروغ که مارا همچون آبی گوارا کند....۰
نویسنده:غزل شیروانی
روزی دو فرشته زیبا، از آسمان به زمین آمدند........
تا به جنگ ظلم و ستم بروند
آنها آمدند تا دوستی و خوبی را در جهان پابرجا کنند
آنها آمدند تا خار های ظلم را بکنند و گل های دوستی بکارند
آنها آمدند تا با تراش های دوستی مداد ها دشمنی را بتراشند تا مداد ها به تدريج کوچک وکوچک وکوچک تر بشوند
آن دو فرشته زیبا آمدند تا طمع تلخ زندگی را با عصاره های دوستی به شیرینی تغییر دهند
آنها امدند تا قاب عکس زندگی را از تصاویر خوبی پر کنند
اما وقتی آمدند از شادی خبری نبود
همه دلگیر بودند
همه ناراحت بودند
در آن هیاهوی غم و غصه دو کودک بودن
دوکودک زیبا، آن دو کودک پدرشان را دفاع از حرم حضرت زینب از دست دادند
آنها دلتنگ پدر بودند
فرشتگان وقتی آن دو کودک را دیدن همه چیز را فراموش کردند
آنها دربین را قصد داشتند شادی را به زمين بیاورند
اما حال، خودشان ناراحت شده بودند
تصميم گرفتند خبر خوشحالی پدرشان که در آسمان بو بدهند
وگفتند :((خداوندا!!!! حالا که مارا به زمین فرستادی ما می خواهیم همیشه نگهبان این دو کودک باقی بمانیم.
سارا جمشیدی عضو انجمن ادبی کودک و نوجوان مهر داوار ناغان
شماره روزنامه: 22160
شماره صفحه روزنامه 70
شماره نامه اداره ثبت 139930414449000087
آگهی تاسیس
تاسیس موسسه غیر تجاری ادبی کودک و نوجوان مهر داوار ناغان درتاریخ 25/01/1400 به شماره ثبت 63 به شناسه ملی وارد شوید ثبت و امضا ذیل دفاترتکمیل گردیده که خلاصه آن به شرح زیر جهت اطلاع عموم آگهی میگردد. نام : ادبی کودک و نوجوان مهر داوار ناغان موسسه غیر تجاری موضوع فعالیت :1) موضوع فعالیت انجمن حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان است به منظور،ایجاد زمینه های مناسب برای رشد و تعالی فرهنگی و هنری اعضای انجمن و کودکان و نوجوانان بخش ناغان.2) ایجاد ارتباط با سایر انجمن ها و سازمان ها و مراکز فرهنگی و هنری در داخل کشور با رعایت ضوابط مرتبط. 3) تبادل اطلاعات و تجربیات میان اعضا با منتقدین و محققین،کارشناسان و استادان داخل کشور. 4) ایجاد تسهیلات و شرایط مناسب جهت شرکت اعضا در محافل و مجامع فرهنگی و هنری و علمی داخل کشور. 5) ارتقای سطح کمی و کیفی ادبیات کودکان و نوجوانان. 6) پژوهش و مطالعه پیرامون مسایل مرتبط با ادبیات کودک و نوجوان و تهیه و تدوین طرح ها و برنامه های فرهنگی و ارایه پیشنهادهای سازنده و علمی به دست اندرکاران امور فرهنگی. 7) تشویق و ترغیب نوجوانان و کودکان و ایجاد جاذبه برای آنان به منظور شکوفایی و تقویت روحیه ی ابتکار و شناخت استعدادهای درخشان در زمینه ادبیات کودک و نوجوان. 8) ایجاد تسهیلات لازم برای ارایه و معرفی آثار هنری ارزندهی اعضا به جامعه9) اقدام به تشکیل و برگزاری جلسات، گردهمایی، جشنواره، معرفی کتاب و محصولات فرهنگی و هنری و علمی در زمینه همه ی حوزهای ادبیات کودک و نوجوان10) تهیه، گردآوری نگارش،چاپ و نشر و توزیع کتاب،جزوه، مقاله درباره ادبیات کودکان و نوجوانان وبرای آنان با رعایت قوانین مربوطه.11)تلاش، همکاری و پیگیری برای تاسیس، دریافت مجور و راه انداری کانون پرورش فکری کودکان بخش ناغان و همکاری و تبادل نیرو، مربی و هنرجو با کانون پرورش فکری کودکان12)همکاری و تعامل با مهد کودک ها و مدارس و آموزش و پرورش و سایر نهادهایی که در زمینه کودک و نوجوان فعالیت دارند، در حوزه ادبیات کودک13) پرورش حوزه های مختلف ادبیات شفاهی و نوشتاری کودکان با بهره گیری از شرایط موجود14) بهره گیری از ظرفیت های ادبیات نمایشی بصورت متنوع15) برگزاری جشن های کودکانه و روز کودک16) حمایت از آثار و تولیدات کودکان و نوجوانان و همچنین حمایت از سایر نویسندگان و فعالان عرصه ادبیات کودک و نوجوان. . به موجب مجوز از اداره کل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی - معاونت امور فرهنگی برابر با شماره مجوز 1081/99/47 در تاریخ 01/10/1399در استان مربوطه این آگهی به ثبت رسید. مدت فعالیت : از تاریخ ثبت به مدت نامحدود مرکز اصلی : استان چهارمحال وبختیاری ، شهرستان کیار ، بخش ناغان ، شهر ناغان، محله شهرداری ، کوچه ((داراب پور)) ، کوچه سبز کوه ، پلاک 0 ، طبقه همکف کدپستی 8883141639 دارایی شخصیت حقوقی 0 ریال نقدی مدیران خانم فاطمه سلیمی ناغانی به شماره ملی وارد شوید و به سمت خزانه دار به مدت 2 سال خانم ناهید بهارلو به شماره ملی وارد شوید و به سمت نایب رییس هییت مدیره به مدت 2 سال آقای علی حسین پور به شماره ملی وارد شوید و به سمت عضو اصلی هییت مدیره به مدت 2 سال آقای ناصر حسین پور به شماره ملی وارد شوید و به سمت دبیر به مدت 2 سال و به سمت رییس هییت مدیره به مدت 2 سال خانم مینا نظری به شماره ملی وارد شوید و به سمت عضو اصلی هییت مدیره به مدت 2 سال خانم پروین خلیلی پور ناغانی به شماره ملی وارد شوید و به سمت عضو علی البدل هییت مدیره به مدت 2 سال دارندگان حق امضا : کلیه اوراق و اسناد بهادار و تعهد آور موسسه از قبیل چک ، سفته ، بروات ، قراردادها عقود اسلامی و همچنین کلیه نامه های عادی و اداری باامضاء دبیر انجمن همراه با مهر انجمن معتبر می باشد و در غیاب دبیر ، نامه های اداری با امضاء نایب رییس هییت مدیره انجمن همراه با مهر انجمن معتبر است. بازرسان خانم آسیه احمدی ده کهنه به شماره ملی وارد شوید به سمت بازرس علی البدل به مدت 1 سال آقای اسحاق فتاحی ناغانی به شماره ملی وارد شوید به سمت بازرس اصلی به مدت 2 سال روزنامه کثیر الانتشار سیاست روز جهت درج آگهی های موسسه تعیین گردید. ثبت موضوع فعالیت مذکور، به منزله اخذ و صدور پروانه فعالیت نمی باشد.
جهت مشاهده این آگهی در سایت روزنامه رسمی کشور، وارد شوید
بسم الله وبالله وسبحان ربی الملک القدوس
((یاد ایام))
یادایامی که!
زیراین گنبد دوارزمان
ودرآن دهکده مهرو وفا
همه باآن همه سختی،چه دلخوش بودیم
یاد ایامی که!
درگذر ازکوچه یکرنگی ها
عطرنان داغ می آمد به مشام
یاد ایامی که!
می تاختم از هر گذرآبادی
وازشیهه اسب رم کرده من
خواب ظهر رمه ها می آشفت
واما اسب من؟!
شاخه خشکیده بید
یاد ایامی که!
زیر باران بهار
دست در دست همان یاردبستانی خویش
کودک شاددرونم، الفبا می گفت
یاد ایامی که!
برپهنه گسترده سنگ
روی سبزینه برگی یکرنگ
می نوشتم آب ومی نوشتم بابا
می کشیدم نقشی ازیک رویا
کاش همدم ومونس من
آن یار دبستانی دیرین
بی خبر ازهرجا
دست درلانه گنجشک خیالم می برد
یاد ایامی که!
سرسجاده دشت
آموختم از پدرپیرفلک
بهترین حالت زیبای پرستیدن را
ازلب بادصبا شنیدم،که انگارهنوز
دهقانی خسته،همنوا بانی چوپان
نغمه برزگری می خواند
ولی افسوس،که درمزرعه خوبیها
دفترشعرم روی پرچین صداقت جاماند.
# ایرج فتاح پور مریکی#
🌹🌹روزی دو فرشته زیبا ،از آسمان به زمین می آیند. ومی خواهند بدانند که زمین و انسانها چه شده که خداوند از آنها دلگیرو ناراحت شده که این دو فرشته ی زیبا را از آسمان به زمین فرستاد.تا از حال زمین وانسانها باخبر شوند .
فرشتگان بادیدن انسانها متعجب شدند ودیدندکه حال انسان های زمین اصلا خوب نیست همه سرگردان وبی هدف روی زمین چرخ میزنند .
این دو فرشته باهم می گویندچرا حال زمین و زمان اینگونه شده است ؟
هیچ کس صداقت وحقیقت را نمیشناسد.
خوب و بد راتشخیص نمی دهند . حلال و حرام را از هم جدا نمی کنند .
راستگویی را کنارمی گذارند و دروغ وکلک به کار می برند .
همه از هم بیزارند وهمه درگیر بیماری وبیمارستانند ...
واز همه مهم تر پرستش خداوند را فراموش کردند وبه جان هم افتادند وبه جای پرستش خداوند بیشتر سرگرم دنیای مجازی شده اند .🤲
دنیای عجیبی شده است .!خداوند حق دارد از دست بندگان خودناراحت و دلگیر باشد .😔
آن دوفرشته زیبا با وجود این همه زشتی و پلیدی ناامید شدند وبه آسمان رفتند ..
ونز خداوند رفتند وگفتند حال مردمان زمین خوب نیست انسان ها را از این همه جهل گمراهی نجات بدهید تازیبا زندگی کنند . 🌹🌹
نهال مردانی
👩🏻🚀عملیات نجات در کره ماه👩🏻🚀
روی سطح ماه فرود آمدم خیلی تاریک بود سفینه را خاموش کردم ناگهان... بگذارید از اول داستان شروع کنم اسم من دیانا است. دختر من سارا توی روز تولد ۲۰ سالگی اش به کره ماه سفر کرد اما یک ساله که خبری از آن نشده؛ شاید بگید که چرا کسی برای پیدا کردنش نرفته است؟ باید بگم که درست بعد از گم شدن سارا خبر دادن که یک نوع گاز شیمیایی در کره ماه پیدا شده است که اگر کسی از آن هوا تنفس کنه میمیره . با وسایل فضای ما فقط تا ۱۰ ساعت میتوانستیم این گاز را تحمل کنیم. من برای پیدا کردن سارا داوطلب شدم که به ماه سفر کنم با اصرار زیاد بالاخره موفق شدم.❇️ناگهان یک صدای آرام و وحشتناک شنیدم،
هر چقدر جلوتر میآمدم صدا بلند تر می شد یک دفعه در یک تونل سرسره مانند فرود آمدم تونل پر پیچ و خم بود. حدود یک ساعت درتونل بودم ۸ ساعت وقت داشتم. وقتی که بیدار شدم در یک سلول پیشرفته زندانی بودم میله های زندان طوری طراحی شده بود که دارای لیزر خیلی قدرتمندی بودند و فرار از آنجا که تقریباً غیرممکن بود. خیلی درد داشتم و میدانستم که اگر بخوابم دیگر بیدار نمی شونم اما به خاطر سارا هر کاری می کردم چند لحظه بعد صدای خیلی بلند شنیدم با خودم گفتم یعنی آدم فضایی ها وجود دارند به فکر فرو رفتم و گفتم باید فرار کنم وسایلم را گشتم که سنگ خوش شانسی ام که مادربزرگم به من داده بود را دیدم مادربزرگم میگفت این یک سنگ خوش شانسی است، مطمئنم که یه روزی جون تو رو نجات میدهد. بی اختیار سنگ را به طرف لیزر انداختم سنگ در یک ثانیه آتش گرفت و خاکستر شد اما از داخل لیزرها یک راه باز شد منم با خوشحالی وسایلم را جمع کردم و بیرون رفتم از پشت دیوارها با تعجب یک ورودی سال آن را دیدم باورم نمیشد که آدم فضایی ها وجود دارند ساعتم نگاه کردم فقط ۵ ساعت وقت داشتم
، پشت دیوارها به سالن نگاه کردم باورم نمیشد یک عالمه و آدم فضایی های عجیب و غریب را دیدم و سارا روی یک تخت دیدم اون بیهوش بود انگار او میخواستند سارا را بکشند یکدفعه یک فکری به سرم زد سالن سقف نداشت بیرون رفتم سفینه را روشن کردم و توی سالن فرود آمدم آدم فضایی ها به سفینه حمله کردند من درها رو قفل کردم سارا به هوش اومد، وقتی که می خواست فرار کند یکی از آدم فضایی ها با اسلحه ی عجیب به پای او شلیک کرد من از در پشت سفینه بیرون اومدم و سارا روی دوشم گذاشتم و فرار کردم در سالن رو بستم و ساعت هم را نگاه کردم فقط ده دقیقه فرصت داشتم اونقدر خسته بودم که خوابم برد. سارا هم از درد بیهوش شد وقتی بیدار شدم یک ساعت از ده گذشته بود؛ باورم نمی شد یعنی گاز شیمیایی قدرت کشتن رو نداشت. با خوشحالی بیرون رفتم در همان لحظه یک بشقاب پرنده دیدم فکر می کنم بشقاب پرنده مال آدم فضایی ها باشد سوار شدم و به همراه سارا حرکت کردم... به زمین رسیدیم من اونقدر خسته بودم که از بشقابپرنده بیرون آمدم و بیهوش شدم. حالا من و سارا زنده و در کنار هم بودیم❤️
نویسنده بهار رفیع زاده
روزی دوفرشته زیبا از اسمان به زمین میایند تا دنیا را پر از زیبایی کنند،مردم را از جهل نجات دهند و به زندگی ها ارامش ببخشند🌷
فرشته ها اگر بدانند زمین و زمان رنگ عوض کرده، هیچ وقت تصمیم نمی گیرند به زمین بیایند
فرشته ها نمی دانند
طوفان ناراحت است
خورشید غمگین است
ابر خشمگین است
درخت دلگیر است
اگر بدانند هیچ وقت تصمیم نمی گیرند به زمین بیایند....
اگر بدانند
گل با سکوتش می خواهد تلافی زیبایی چمن را در بیاورد
قناوری می خواهد صدای خودش را به رخ کلاغ بکشد
طوطی بخواهد استعداد سخن گفتنش را به گنجشک ها نشان دهد
نهنگ بخواهد قدرتش را به ماهی های کوچک نشان دهد
طاووس بخواهد زیبایی پرهایش را به کرکس بکشد
انسان ها بخواهند به جای رفاقت ،رقابت کنند تا ثابت کنند خودشان برتر و بهتر هستند......
چرا فرشته ها باید تصمیم بگیرند به همچین دیاری سفر کنند؟؟؟!!!
پس برای همین است فرشته ها به زمین نمی ایند....
اری!!!
فرشته ها به زمین سفر نمی کنندو مارابدون کوچک ترین حرفی رها می کنند....
و تمام این موانع است که نمی گذارد ببینیم یکدیگر را و چاره بیندیشیم درد و ناله ی مردمان شهرمان را.....
مهسا برخورداری
راستی اگر از شما بپرسند چه دارید؟ چه می گوید؟
نمی دانم شما چه می گویید ولی من می گویم:
من هوای خودم را دارم.... اصلا شاید بگویید همه هوای خودشان را دارند...
منظورم این است من هوای خودم را دارم اما چگونه؟
من به روحی بزرگ در درونم ایمان دارم و به آن عشق می ورزم... روح من فرمانده جسم و ذهن و دل من است...
روح من مرا به کارهای نیک امر و از کارهای ناپسند نهی می کند
روح من جزئی از وجود روحانی خالق یکتاست... که من با دوستی با روحم احساس میکنم هیچ گاه تنهایم نمی گذارد.
من هوای خودم را دارم و روحم هوای من را ....
هر کسی در این دنیا جسمی دارد... دلی دارد... و اموالی و خانواده ای.... و عشقی دارد... یا امید و آرزوی.... یا محصولی از عملکرد خودش که با تلاش بدستش آورد... خواه آن محصول کسب دانش ... و یا هر چیز دیگر....
اما راستی هر کسی شاید منتسب باشد به محصولی که بدست آورد یا منتسب به صاحب محصول باشد....
گاهی انتساب ها ناروا هستند...گاهی انتساب ها شغلی و تحصیلی و خانوادگی هستند...
اما این ظاهر کار هست اما به نظر من انتسابی حقیقی هست که به حقیقت وجود آدمیان گره خورده باشد...
و من به حقیقت وجود آدمیان گره خورده ام...
من صاحب روح و روح صاحب من است ....
من روحی از جنس ابدیت دارم... که حقیقت آدمی را برایم روشن و مرا به متفاوت بودن اندیشه و چگونه زیستن رهبری می نماید...
وقتی کلمه ها .... نمی توانند مرا بیان کنند ... اینجاست....