شعری زیبا به مناسبت روز گرامیداشت پدر
این مرد که نان آور ما شد پدر است
در خانه وجودِ پر بهایش گهر است
شب تا به سحر شَوم کنارش آرام
ای جان به فدایش که شبِ من سحر است
او سنگ صبور است و به ظاهر آرام
اما به درون ، وای به حال جگر است
یک عمر اسیر کار و روزی بوده
دستی که پر از پینه ز جور تبر است
در چشمهی شیرین لبش آب حیات
در خندهی او قند و نبات و شکر است
والا شده با مویِ سپیدش هرچند
از دست فلک آنچه خميده کمر است
انگار که هست عروهالوثقایم
مادر چو نگین و پدرم حلقه در است
زیبایی شب جلوهی دیگر دارد
روشن شدن ماه ز نام پدر است
۵۲۰
#بیژن_عظیمی
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۳ ساعت 9:49 توسط ناصر حسین پور
|
این وبلاگ به نهاد یا سازمان خاصی تعلق ندارد و مستقل عمل می کند.