نهال جوانی
خشکیـد از غـم تـو نهــال جـوانـی‌ام
پـژمـرد از فـراق گـل شـادمـانی‌ام

ای سنگدل گناه من خسته حال چیست
تا کی بـر آتش غـم هجـران نشانی‌ام

دیدم فـراق همچـو تویـی را و زنده ام
درحیرت است عقل من از سخت جانی‌ام

گـر خنـده نـاورد اثـر زعفـران چـرا
خندید چون کـه دیـد رخ زعفـرانی‌ام

بگذشـت در فـراق تـو ای آفتـاب رو
چون روزگـار پیـر زمـان جـوانـی‌ام

مانند طفل گم شـده مـادر بـه هـر طرف
چند ای عزیـز از پـی دل می دوانی‌ام

ای آفت دل این همه تغییر برای (بهر) چیست
گه خوانیم به پیش وگه ازخویش رانی‌ام

افکنده‌ای بـه گـردنم از زلـف رشته ای
هرجا که می‌روی پی خـود می دوانی‌ام

خواهی اگر حقیقت عشقم شود پدید
بنما اشـارتـی و ببیـن جـان فشانی‌ام

پژمان بسوخت آن بت نامهـربان دلم
این گـونـه داد [پاسخ] مهـربـانی‌ام

حسین پژمان بختیاری