🙁گنگ حالی🙁
👣حال گنگ👣
یه وقتایی باید زندگیت رو مثل یه کتاب رو میز بذاری ، چند قدم بری عقب ، از دور ورقاشو نگاه کنی . . .
ببینی داستانت هنوز همونیه که میخواستی بنویسی ، یا ناخودآگاه داری فصل به فصلش رو برای یکی دیگه مینویسی ؛
بفهمی نقش اوّلش هنوز خودتی ، یا شدی یه سیاهی لشگر که فقط داره صحنه رو پُر میکنه ، باید از خودت بپرسی : هنوز به خودت وفاداری ؟ یا قهر کردی با خودت و خبر نداری ؟!
💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔
نویسنده: ناشناس
+ نوشته شده در دوشنبه نهم تیر ۱۴۰۴ ساعت 2:8 توسط مینا حقیقی
|
این وبلاگ به نهاد یا سازمان خاصی تعلق ندارد و مستقل عمل می کند.