به یاد استاد فضلالله شیرانی (سخا)؛ دلنوشتهای به قلم استاد سیروس محسنی ناغانی

در کوچههای خاطرهانگیز اصفهان، جایی میان عطر نان تازه و صدای گنجشکها، کودکیام با نامی آشنا گره خورده بود: استاد سخا.
قصاب محله بود، اما دلش از جنس گل و غزل؛ انسانی لطیف، خوشقلب، و سرشار از احساس.
همسایهی فامیلهایم بود، و محلهاش پر بود از احترام و مهر به او.
اردیبهشت ۹۷، آخرین دیدارمان بود؛ در آن عصر بهاری، شعرهای تازهاش را برایم زمزمه کرد…
و من، محو صدای شاعرانهاش، بیخبر از آنکه این آخرین ترنم خواهد بود.
چهار سال بعد، کرونا آمد و او را با خود برد…
اما شعرش، قلبش، و خاطرهاش هنوز در کوچههای اصفهان نفس میکشد.
استاد فضل الله شیرانی متخلص به سخا، زادهی ۲۲ شهریور ۱۳۲۵، شاعری بود که از نوجوانی با راهنمایی عمویش «نوای اصفهانی» به دنیای شعر قدم گذاشت.
او نهتنها شعر میسرود، بلکه چراغ راه شاعران دیگر بود؛ از انجمن صائب تا شورای شعر صدا و سیما.
ترانههای «چمن»، «پنجره» و «مست» با صدای نصرالله معین، هنوز طنین حضور او را دارند.
و حالا، در قطعه نامآوران باغ رضوان، آرام گرفته؛ اما در دلهای ما، جاودانه مانده است.
استاد سخا، تو خاص ترین قصاب بودی؛ با دستانی پر از مهر و زبانی پر از شعر.
یادت همیشه با ماست، در هر بیت، در هر خاطره، در هر نفس…
" سیروس محسنی ناغانی"
آبان ماه ۱۴۰۴
این وبلاگ به نهاد یا سازمان خاصی تعلق ندارد و مستقل عمل می کند.