این شعر را آقای علی محمد شیروانی در سفر به چین نوشت و برای من فرستادند.
سلام
دوست عزیز اقای حسین پور
قصد شد قصیده گونه ای بگویم
وگوشه هایی از اقیانوسی را برای دوستان انجمن
بفرستم
رفع ایرادها به عهده شما ها به امید دیدار
به دوستان سلام برسونید
ایامی چند فارق از آ ن واز این
فراهم فرصتی شد رفته ام چین
در آن خاکی.که انسان های بسیار
کنار هم زیند خوش خلق بی کین
چو زنبو ر عسل اندر تلاشند
بدست آرند زگلها شهد. شیرین
بهصبح زود همه با نظم با عزم
سوار بر چرخها چون اسب نوزین
موتور . ماشین سواره یا پیاده
روانند و به قانون کرده. تمکین
همه آرام و بی تشویش وخوشحال
همه با نظم و رسم چین دیرین
صبورند و برد بار هم با اراده
شده برنامه ها از پیش تدوین
بهخاکی یک و نیم میلیاد انسان
بود هم ز یستی شان فوقتحسین
نبینی هیچ بی کاری نه ولگرد
نه معتا د ی بود مشغول تدخین
بدانش کار ها سامان گرفتند
نه کارتن خواب بجایی بودنه مسکین
فروشگاه ها همه مملو ز کالا
ز هر نوعیی فز ون تولیدی جین
هم ازاجناس و اقلام خوراکی
هم از پوشاک و ازکفشهای رنگین
فراوان بودگوشت ونان وروغن
معین بود نرخ هم وزن و توزین
نبود نامی ز کیل وکم فروشان
نه ماموران تعزیرات برگیر برچین
فروشگاه ها پراز مهروی گل رخ
سیه مو بادمی چشم ساق سیمین
نقابی پرده ای شا ل وحجابی
نبود در کارو پیش چشم بد بین
نبودبیکار ه ای جایی نشسته
نشستن بود بطا لت وبد آیین
نه اثار ی ز بودا بود ونه از برما
نه جایی دعوییاز دین نه زآیین
مسلمانی همه. جا بوده جاری
به گفتار درست در رسم و آیین
نهدزدی بود ه در جایی نه دزدی
دروغ و دزدی بوده رسم ننگین
نه ناهی ای زمنکربود بین مردمانش
نه هم آمر به معروفاتی از دین
نه پولی بوده اندر دست ودرکیف
به کارت هوشمند پرداخت هوشین
شیانم مرکز. استان . شان شی
بوند جمعی همه اسلامشان دین
مساجدهای تاریخی و سبک چینی
به حجاری منقش و کاشیهای تذیین
ره ابریشم دیرین ز ایران تا به اینجا
می آمد تا شیان وامنیت بود تامین
مسلمانان تاجرهای با انصاف بودند
به رفتارمسلمانان گرویدن باین دین
تلاش و پشتکار صبرواستقامت
پدید اورده صنعتهای سنگین
دراینجا نعمت وثروت فزون است
پراست از اخرین مدلهای ماشین
هرانکسکوشش وهوشش بکارست
سزا وار است گردن بند زرین
وگر هم خانه ای چون قصر. سازد
زکار ش پیش بنهد الواح سمین
این وبلاگ به نهاد یا سازمان خاصی تعلق ندارد و مستقل عمل می کند.