به بهانه ی بزرگداشت حکیم عمر خیام
یک دم زندگی 🌴روی ترانههای #خیام بوی غلیظ شراب سنگینی میکند و #مرگ از لای دندانهای کلید شدهاش میگوید: "خوش باشیم!" موضوع شراب در رباعیات خیام مقام خاصی دارد. اگرچه خیام مانند ابنسینا در خوردن شراب زیادهروی نمیکرده ولی در مدح آن تا اندازهای اغراق میگوید. شاید بیشتر مقصودش مدح منهیات مذهبی است. ولی در #نوروزنامه یک فصل کتاب مخصوص منافع شراب است و نویسنده از روی تجربیات دیگران و آزمایش شخصی منافع شراب را شرح میدهد و در آنجا اسم بوعلیسینا و محمد زکریای رازی را ذکر میکند (ص۶۰) میگوید: "هیچ چیز در تن مردم نافعتر از شراب نیست، خاصه شراب انگوری تلخ و صافی، و خاصیتش آنست که غم را ببرد و دل را خرم کند." (ص ۷۰): "... همه دانایان متفق گشتند که هیچ نعمتی بهتر و بزرگوارتر از شراب نیست." (ص۶۱): "... و در بهشت نعمت بسیار است و شراب بهترین نعمتهای بهشت است." آیا میتوانیم باور کنیم که نویسنده این جمله را از روی ایمان نوشته در صورتی که با تمسخر میگوید: گویند بهشت و حور و کوثر باشد جوی می و شیر و شهد و شکر باشد پر کن قدح باده و بر دستم نه نقدی ز هزار نسیه خوشتر باشد ولی در رباعیات، شراب برای فرونشاندن غم و اندوه زندگی است. خیام پناه به جام باده میبرد و با می ارغوانی میخواهد آسایش فکری و فراموشی تحصیل بکند. خوش باشیم، کیف بکنیم، این زندگی مزخرف را فراموش بکنیم. مخصوصاً فراموش بکنیم، چون در مجالس عیش ما یک سایه ترسناک دور میزند. - این سایه مرگ است، کوزه شراب لبش را که به لب ما میگذارد آهسته بغل گوشمان میگوید: منهم روزی مثل تو بودهام، پس روح لطیف باده را بنوش تا زندگی را فراموش بکنی! بنوشیم، خوش باشیم، چه مسخره غمناکی! کیف؟ زن، معشوق دمدمی. بزنیم، بخوانیم، بنوشیم که فراموش بکنیم پیش از آنکه این سایه ترسناک گلوی ما را در چنگال استخوانیش بفشارد. میان ذرات تن دیگران کیف بکنیم که ذرات تن ما را صدا میزنند و دعوت به نیستی میکنند و مرگ با خنده چندشانگیزش به ما میخندد. زندگی یک دم است. آن دم را فراموش بکنیم! عمرت تا کی به خودپرستی گذرد، یا در پیِ نیستی و هستی گذرد؛ می خور که چُنین عمر که غم در پی اوست آن بِهْ که به خواب یا به مستی گذرد. ✍صادق هدایت 📚ترانههای_خیام
این وبلاگ به نهاد یا سازمان خاصی تعلق ندارد و مستقل عمل می کند.