توقف در ایستگاه روزمرگی
گاهی در ایستگاه روزمرگی متوقف می شوی اما خودت نیز متوجه این جریان تکرار نمی شود انگار منتظری شنبه بیاد و در شنبه این کار را انجام بدهی و روزهای بعد هم به نوعی تکرار روزهای قبل می شوند و به این روزمرگی عادت میکنی و از آن هم لذت می بری. اما هر لذتی خوب نیست مانند لذت از خواب غفلت.
حالا چگونه متوجه شویم که دچار روزمرگی شدیم؟
وقتی هنوز صبح را شب رساندی اما می بینی کارهای کوچکی را که تو را به آرزوی بزرگت می رساند را انجام ندادی.
وقتی صبح از خواب بیدار می شوی و هدفی بجز کارهای تکراری نداری
وقتی شب را بدون رویاهای بزرگ بخواب می روی.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۲ ساعت 19:45 توسط ناصر حسین پور
|
این وبلاگ به نهاد یا سازمان خاصی تعلق ندارد و مستقل عمل می کند.