نقدی بر اجرای تأتر گروه هنری جمشید کلک

کار این گروه هنری را در سال ۱۳۹۷ در کانون اندیشه ناغان دیدم و پس از گذشته ۵ سال امروز (۷ اسفندماه ۱۴۰۲) نیز در کانون اندیشه ناغان به مناسبت جشن نيمه ی شعبان اجرا داشتند. در سال‌های گذشته فکر کنم این گروه هنری با نام دیگری کار می کردند ولی بازیگران آن بدون تغییر کار خود را ادامه دادند.

اجرای این گروه برای تمامی گروه های مخاطبان از کودک و نوجوان تا پیرمرد و پیرزن و برای تمام طبقه های اجتماعی جذاب بود و گواه این جمله این است که همه ی حضار لبخند بر لب داشتند و حتی کودکانی در جلو صحنه ی نمایش ایستاده و با شور هیجان ضمن تماشای تأتر با فریاد های خود، ناخواسته بخشی از صحنه نمایش شدند.

سؤال اینجاست که آیا برای خنداندن حضار در اجرای نمایش به ناچار باید از طنز فکاهی استفاده کرد؟ آیا نمونه نمایش طنزی وجود دارد که علی رغم جذابیت آن برای مخاطب در انتقال ارزش های فرهنگی و ادبی موفق عمل کرده باشد؟

در صدا و سیمای استان چهارمحال و بختیاری و برنامه‌های رسمی چند نمونه نمایش تأتر طنز به بازیگری، مش عیدی، مش عامو و مش برفی دیدم که ضمن این که در خنداندن مخاطب موفق بودند در انتقال فرهنگ و ادبیات غنی ایرانی مثبت عمل نمودند.

با نمایش طنز جمشید کلک چند انتقاد وارد است از جمله این که، ادبیات فارسی پاس نگه داشته نشد(نمونه ی آن؛ بازیگر از مخاطبان می خواست تکرار کنند: وان ، تو، تری ، فور، تشکر، تشکر؛ که همگی کلمات بیگانه انگلیسی و عربی اند.)تا کی یک ادیب و شاعر می تواند این میراث فرهنگی بیگانه را از ذهن کودکان و نوجوانان خارج کند؟

دوم اینکه در این نمایش بدون تامل و براحتی از کلمات توهین آمیز و اصوات و اعمال نامناسب با جمع عمومی(که کودکان و نوجوانان و زنان و دختران در آن حضور داشتند) استفاده شده است که من حتی از اشاره به جزئیات آن شرم دارم.

جا دارد بازیگران و هنرمندان عزیز هم استانی که کار نمایش طنز انجام می دهند طرحی نو دراندازه و از هنر برای انتقال‌ مفاهیم فرهنگی و ادبی غنی ایرانی به طور مثبت به کارگیرند.

# ناصر حسين پور دبیر انجمن ادبی کودک و نوجوان مهر داوار ناغان