بازآ...
بازآ که در فراق تو چشم امیدوار
چونگوش روزه دار بر الله اکبر است
#شیخ اجل سعدی
بازآ که از قیامت شوق جمال تو
وقت است نامه بال پریدن برآورد
#صائب_تبریزی
بازآ کز انتظارِ تو هر شب هزار بار
چشمِ امیدواریام از خواب میجهد
#صائب_تبریزی
بازآ که از جداییِ تیغِ تو زخمها
چون ماهیانِ تشنه دهن باز کردهاند ...
#صائب_تبريزى
بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس
با سنگ دلان منشین چون گوهر این کانی
#مولانا
بازآ که بخوانی رقم سینهٔ ریشم
من نامهٔ افتاده به خاک از کف خویشم...
#بیدل_دهلوی
بازآ که سنگ خاره و گل خنده میکنند
بر سستعهدی تو و بر سختجانیام
#رهی_معیری
بازآ که در هوایت خاموشی جنونم
فریادها برانگیخت از سنگ کوهساران
#شفیعی_کدکنی
بازآ که بی فروغ تو، این روزهای تار
بر من چنان گذشت که بگذشت شامِ من
ای دیوِ شب ! فرشتهٔ خورشید را بکش
تا صبحدم دوباره نیاید به بام من
#نادر_نادرپور
این وبلاگ به نهاد یا سازمان خاصی تعلق ندارد و مستقل عمل می کند.