زندگی‌نامه خسرو سلیمی ناغانی

خسرو سلیمی ناغانی سال 1327 در روستای ناغان(شهر فعلی ناغان) چشم به جهان گشود. پس از اتمام تحصیلات ابتدایی، راهی اصفهان و موفّق به اخذ دیپلم طبیعی و لیسانس زیست‌شناسی شد. از سال 1366 تا سال 1388 با مدرک کارشناسی ارشد رشته علوم بهداشتی در تعذیه، به عنوان هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد، مشغول خدمت و بازنشسته شد. ایشان در سن 45 سالگی، در یک تحوّل شگرف شاعرانگی و الهام‌بخش، شروع به سرودن شعر نمود و به قول شاعر: «در دامی[شعر] گرفتار آمدم که رهایی از آن غیر ممکن است... این همان آواز عشق است... در ضمیر ناخودآگاه انسانی». مجموعه اشعار ایشان به نام «سروش سخن» در 450 صفحه، سال 1395 به چاپ رسیده است. سلیمی ناغانی با تخلّص«خسرو» چندین کتاب شعر دیگر هم در دست چاپ دارد.

 برخی از اشعار برگزیده ایشان در تندیس جشنواره‌ها، لوح سپاس و برخی از مراکز اداری و مکان‌های عمومی قابل مشاهده است. هم اکنون انجمن سینمای جوانان استان چهار محال و بختیاری مقدمات لازم را برای ساخت فیلم مستند از زندگی‌نامه و فعّالیّت‌های علمی و ادبی ایشان را فراهم نموده است.

بی‌گُمان بلبل بُوَد با گُل به هر گُلزار یار
کاش همچون بلبل و گُل مهــرورزی داشتیم
آن‌که حَرّاف‌ است و دارد ظاهری مردم فریب
لیک حق‌گویِ حقیقت بین زِ حرفِ آتَشین
هَمچو گُل هر کس نَهد دل در میان سَبزِه‌زار
زَهر نیشِ کج‌رو هر دَم نوشِ جانِ راست‌رو
گُل بگو ای دِل  سخن شایستهِ‌یِ هر انجمن
کار بد هرگز مَکن در جانِ بازارِ طمع
هست خندان هر زمان،یاقــوتِ شکّـر بار یـار

 

وَر زَمان هرگز نمی‌گردد جُدا زان یارِ غار
تا نمی‌شد جانِ ما از دست ناغمخوارِ زار
هر زمان گِردآوَرد بر گِرد خود بسیار یار
جز حقیقــت‌گو ندارد، یار زین گفتارِ نار
می‌کَشد هموارهِ جان از بستر هر خارِ زار
می‌شود، زیرا که او دارد همان رفتارِ مار
مُفت و بیهودهِ نگو کان هست ژاژِ خارِ دار
جانِ«خسرو» را بِکش یکبارِه زان بازارِ کار
نیست جز عاشق بَر آن یاقوتِ شکّر بارِ بار