کتاب " می نویسم اندیکا" ، سروده های فارس لری حسين حسن زاده رهدار است که در سال۱۳۸۸ توسط انتشارات دستان در ۹۶ صفحه در قطع رقعی منتشر شد.

کتاب "می نویسم اندیکا" و " نقدهای بر این کتاب " نوشته شد را خواندم اما من می خواهم دیدگاه خودم را در مورد این اثر بنویسم که قبل از خواندن نقدهای دیگران به آن رسیدم.

عنوان کتاب (سروده‌های‌ فارس لری )مرا به عنوان یک مخاطب شعر بختیاری و لری به خود جذب کرد، این عنوانی خلاقانه و یک نوع آوری است و ذهن مرا کنجکاو نمود که این سبک سروده ها چگونه اند؟

وقتی کتاب را ورق زدم به این نتیجه رسیدم که شاعر قصد دارد با بکار بردن برخی از واژه های لری ، فرهنگ و آداب و رسوم مردم لر زبان را به تصویر مخاطب نا آشنا یا کم آشنا بکشد یا به قولی با یک کار باستان شناسی فرهنگی برخی از واژه های فراموش شده را از ذهن های فراموش شده نسل جدید لر زبانان به موزه کتاب خود بیاورد اما نخواست مخاطب خود را دل زده و فراری دهد و برای این کار دست به خلاقیت زد و آمد با ترکیب زبان فارسی و لری به شیوه ای نوآورانه کلمات لری را در ویترین کتاب " می نویسم اندیکا" قرار داد.

ذهن کنجکاو من وقتی سطر به سطر نوشته های می خواند می خواست بداند معنای فلان واژه لری چیست؟ که نگارنده پاسخ ذهن کنجکاوی مرا در زیر نویس صفحه قرار داد.

یک نکته جالب این کتاب این است که نگارنده کتاب می خواست مخاطب وقتی به صفحات آخر کتاب رسید حداقل کلمات قبلی لری نا آشنا که در متن کتاب بکار برد را یاد بگیرید به همین دلیل اگر واژه ای را زیر نویس می نماید اما همین واژه را در صفحات بعدی زیر نویس نمی کند و این یک سبک یادگیری لغات است که ما در درس زبان انگلیسی با آن آشنا شدیم.

البته بنده بر طرز نوشتن یا همان املای کلمات لری این کتاب نقد دارم.

مثلا؛ کلمات الله زنگی، تهل، هشک..به نظرم درست نوشته نشده اند.

الا زنگی، تحل ، حشک... باید درست باشند...

به نظرم بکار بردن واژه" پاله پاله"( به قول نویسنده؛ قطعه قطعه. جدا جدا، مراد سرزمین های لر که یکپارچگی دیرین را از دست داده و به لر بزرگ و کوچک و فیلی و لَک و لیرواری و ممسنی و ... تقسیم اش کرده اند.صفحه ۸۰ ) را نادرست می دانم.