شعر فی البداهه از آقای ناصر حسین پور
کی خانه خراب شدیم ؟
که در ویرانه های دل ،با ساز بی خیالی می رقصیم
کی با شیطان هم پیاله شدیم؟
که مست از شراب بی تفاوتی شدیم
و در کنار اخبار فجایع غزه ، شام می خوریم
چند هزار انسان مظلوم را می کشند
اما وجدان مان خراش بر نمیدارد
خانه و بیمارستان ها در آتش می سوزند
اما عواطف مان تب و احساس مان گرم نمی شود
مردگان واقعی ماییم
و زنده آن خلبان آمریکایی است
که در تب عواطف خود سوخت
زنده آن پزشک بلژیکی
بسیجی است
شما بگویید:بدون مرزی است
که در بیمارستان شفا
برای مداوای کودکان و زنان آواره
لباس از خودگذشتگی به تن کرد
و از قلب اروپا و مرکز رفاه
خود را به آواره ترین مردم دنیا رساند
ما آواره ایم
و آواره تر
برخی از تاجران پزشک نما آواره ی طمع خواری خود هستند
تا نان شان را در خون زحمت بیماران نرم کنند
حتی شان فریاد رنج بیماران گوش خراش نیست
آنان خانه های دردمندان را خراب می کنند
تا خانه های رفاه خود را آسمان خراش کنند
آری خانه ی خراب ماییم
که وجدان مان زیر آوار غفلت به خواب عمیق رفت
ناصر حسين پور
این وبلاگ به نهاد یا سازمان خاصی تعلق ندارد و مستقل عمل می کند.